باشد ، نفسش نيز با وى خدعه مىكند . پرسيدند : چگونه انسان ، با خداوند خدعه مىكند ؟
فرمود : به امر خداوند ، عمل مىكند و از اين عمل ، غير خدا را قصد مىكند . بنا بر اين از ريا و تظاهر بپرهيزيد كه ريا ، شرك است . ريا كار را در روز قيامت ، به چهار نام مىخوانند ، كافر ، بدكار ، فريبكار و زيانكار و به او مىگويند : عملت زايل و اجرت باطل گرديد و امروز ترا بهره و نصيبى نيست ، پس مزدت را از كسى بخواه كه براى او و به خاطر او عملى را انجام دادهاى .
وَ لا يَذْكُرُونَ اللَّهَ إِلَّا قَلِيلًا
: و كمى خدا را ذكر مىكنند . يعنى خدا را با نيت خالص ياد نمىكنند و اگر با نيت خالص ، خدا را ياد مىكردند ، كم نبود بلكه بسيار بود . علت اينكه ذكر آنها را كم ، توصيف كرده ، اين است كه براى غير خداست . اين معنى از حسن و ابن عباس است .
ابو على جبايى گويد : يعنى آنان خدا را بذكر آسان ، ياد مىكنند و از كارى چون تكبير و چيزهايى كه بلند گفته مىشود ، بر زبان مىآورند و تسبيح و قرائتى كه آهسته گفته مىشوند ، ترك مىكنند .
برخى هم گفتهاند : ذكر آنها را قليل دانسته ، بخاطر اينكه مقبول درگاه خداوند نيست و هر چه نزد خداوند مردود شناخته شود ، اندك است .
مُذَبْذَبِينَ بَيْنَ ذلِكَ
: آنان ميان كفر و ايمان ، سرگردان شدهاند . گويى آنها را سرگردان كردهاند ، در حالى كه در حقيقت ، عامل اين سرگردانى خود ايشانند .
برخى گفتهاند منظور اين است كه آنان از هر دو طرف ، مطرود هستند ، نه از اين گروهند نه از آن گروه . بنا بر اين ، كلمه از « ذب » به معناى طرد ، مىباشد .
خداوند آنها را اين چنين وصف مىكند كه : در دين خود حيرانند و تصميم قاطعى ندارند . نه بصيرتى دارند كه بسوى اهل ايمان گرايند و نه در گمراهى خود قاطعند كه در صف كافران ، تمركز پيدا كنند . پيامبر گرامى اسلام فرمود : « آنها بگوسفندى مىمانند كه ميان دو گله ، سر گردانند ، گاهى به اين طرف نگاه مىكند و گاهى به آن طرف و نمىداند كه از كدام يك ، پيروى نمايد ! »