هشتاد و چهار و سيصد و هشتاد و پنج هجرى به رصدهايى بپردازم ، و براى اين كار دايرهاى به قطر پانزده ذراع با چيزهاى بايستهء ديگر فراهم كردم . ولى نتوانستم جز منتهاى ارتفاع را در روستايى بر مغرب جيحون و جنوب شهر خوارزم ، همراه با ارتفاع بىسمت ، رصد كنم ، كه پيش از اين هنگام بيرون آوردن عرض بلد از اين دو ، در اينباره سخن گفتم .
و امّا ميل كه تفاضل ميان بزرگترين ارتفاع ( ارتفاع اعظم ) و متمّم عرض مكان است ، در آن هنگام ؟ ؟ 45 ؟ 35 ؟ 23 بهدست آمد .
و نيز در شكلى كه پيش از اين آوردم [ شكل 6 صفحهء 53 ] و اين دو ارتفاع در آن به كار رفته بود ، از
e
عمودى
[ eN ]
بر
TZ
فرود مىآوريم كه برابر با جيب ميل مدار مىشود كه در آن زمان مدار منقلب است ؛ و نسبت
TW
به
WY
برابر با نسبت
Ye
به
Ze
و بنابراين
Ze
معلوم است ؛ و نسبت
Ze
به عمود وارد از
e
بر
ZT
[ يعنى
[ eN
برابر با نسبت
TY
به
TW
و بنابراين آن عمود معلوم است كه همان جيب ميل اعظم است .
و پس از آن روز چنان پريشانيهايى ميان دو مهتر خوارزم پيدا شد كه من ناگزير كار را فروگذاشتم و در جايى پناه جستم و سپس امان خواستم و از وطن دور شدم . و پس از آن مدّت چند سال نتوانستم در يكجا بمانم تا آنگاه كه روزگار آرامش خاطر بهرهء من كرد ، و به كارهايى از جهان پرداختم كه نادانان در آن بر من رشك مىبردند و خردمندان دلسوزى مىنمودند .
سپس اندك آسايش خاطرى براى رصد كردن در ايّام امير شهيد ابو العبّاس خوارزم شاه - كه خدا برهان او را روشن گرداند - فراهم آمد ، و بزرگترين ارتفاع را با ارتفاع بىسمت ، همانگونه كه از آن ياد كردم ، براى بيرون آوردن عرض بلد بهدست آوردم . و آن سال با بلا و پريشانى به پايان رسيد ، و من چون سخت به كار مشغول بودم مدّت درازى از آن بى خبر ماندم ؛ و در پى آن امنيّتى فراهم آمد كه براى بازگشت به حال اوّل و پرداختن به كارى كه براى كسى چون من شايستهتر است بسنده نبود .