تسنّن مىگنجد : قرآن ، سنّت ، اجماع ، و قياس . شيخ مفيد دو اصل اخير را طرد مىكند ، و به جاى اجماع حجيّت امام را قرار مىدهد كه از طريق روايات به دست مىآيد .
و مسائلى كه دربارهء آنها در قرآن يا حديث در مورد آنها تصميمى گرفته نشده ، بايد به ميانجيگرى عقل حل شود - ولى نه با استدلال از طريق قياس با احكام ديگر .
شيخ مفيد خبر واحد را قاعدهء مطمئنّى براى عمل نمىداند . ولى در حالات استثنايى مىتوان از صحّت خبر واحد به يكى از دو وسيله اطمينان حاصل كرد : يكى همراه بودن آن با دليلى عقلى ، و ديگرى اجماع همهء شيعه بر له آن . شيخ مفيد حدّ اقلّ عدد كسانى را كه روايت كردن آنها براى آنكه حديثى عنوان حديث متواتر پيدا كند لازم است ، معيّن نكرده است .
يكى از وظايف مهمّ علماى شيعه آن است كه معنى مكتوم احاديث روايتشدهء از امامان ( ع ) را كه گاهگاه بر سبيل تقيّه سخن مىگفتهاند ، روشن و آشكار سازند .
شيخ مفيد بر ابن جنيد ، از آن جهت كه قياس و رأى شخصى را در احكام خود مورد عمل قرار داده ، و علاوه بر اين بعضى از فتاوى خود را مبتنى بر اخبار آحاد كرده ، خرده گرفته است . خردهگيرى وى بر ابن بابويه ، هم از آن جهت است كه به احاديث ضعيف استناد جسته ، و هم از آن جهت كه در تفسير و تعبير آنها عاقلانه قضاوت نكرده است .
انديشه هاى كلامى شيخ مفيد ( فارسى ) — صفحة 411
مساهمون: احمد آرام
ص٤١١