ضمير
الف - استعمال ضماير شخصى به جاى ضماير اشاره ( « او » به جاى « آن » ) :
از ميان اصحاب شخصى مىآمد اسماعيل نام و كاغذى در دست ، سى دايره بر او . ( ص 82 )
ب - استعمال ضمير منفصل فاعلى به جاى ضمير مشترك ( « تو » به جاى « خود » ) :
خدايا محبّت تو به من دوستتر گردان از سمع و بصر و اهل و مال . ( ص 187 )
عدد
الف - استعمال واحد شمارش « عدد » در موردى كه اكنون معمول نيست :
پنجم دوازده عدد ملك بفرستد تا در حقّ گناهان وى استغفار مىكنند . ( ص 163 )
ب - به كار بردن « سه صد » به جاى « سيصد » :
عون عبد اللّه مسعود ، سه صد و شصت دوست داشت . ( ص 82 )
قيد
الف - توالى قيدها :
ببايد دانست كه كم خوردن در خلوت شرط است . . . بعد از آن بتدريج تا كم مىكند شايد . ( ص 104 )
ب - استعمال « نيك » به جاى « سخت » :
من نيك تنگدل شدم . ( ص 68 )
حرف اضافه و پيشوند
1 . موارد استعمال « ب ، به »
الف - پيشاوند وصفى ( به روزه روزهدار ) :
ايشان گفتند : ما به روزهايم . گفت : بخوريد ، كه به روزه باشيد ضعيف شويد . ( ص 39 )
ب - به جاى كسرهء اضافه :