اگر تو ، كه رسول برگزيدهء مايى ، خواستى كه اصحاب و احباب بر بساط اتّحاد جمع كردى ، نتوانستى . ( ص 53 )
نيز : « مىگويد » به جاى « گفت » ( ص 89 ) و « ندارم » به جاى « نداشتم » ( ص 71 ) .
ى - افزودن « ب » تأكيد به اول ماضى بعيد :
برفتم ، چون باز آمدم مادرش به مرده بود . ( ص 68 ) .
آوردهاند كه وقتى امام احمد - رحمة اللّه عليه - آرد پارهاى بخريده بود . ( ص 84 ) .
ك - استعمال وجه اخبارى ( در زمان مستقبل ) به جاى وجه التزامى ( شك و ترديد ) :
تا تواند در سماع حركت نكند الّا آن وقت كه بىطاقت شود ، همچنانكه كسى ورا عطسه خواهد آمد و رفع آن نتواند كرد ( ص 96 )
كه در قديم به جاى « خواهد آمد » ، « خواهدى آمد » مىآوردند .
ل - استعمال فعل به صيغهء جمع با « هر كسى » ، كه امروز معمول نيست :
هر كسى به قدر علم در معنى و انحر تفسيرى و بيانى گفتهاند . ( ص 132 )
م - الصاق « ى » مصدرى به مصادر عربى :
و به دولت باقى و نعيم سرمدى به شرط متابعت و تسليمى حكم شيخ برسند . ( ص 35 )
ن - استعمال « بو » به جاى « بود » ؛ « بوكه » به معنى « اميد كه » :
تا بو كه قومى به متابعت ايشان و دوستى نمودن با ايشان نجات يابند . ( ص 52 )
س - فاصله شدن فعل و « است » ميان موصوف و صفت :
خرقه در پوشيد آستين كوتاه تا در خدمت كردن چابكتر باشيد . ( ص 46 )
احاديث و اخبار نبوى - عليه الصلاة و السلام - وحى است مطلق و علمى است لدنّى . ( ص ع - تقديم فعل و « است » بر متمّم فعل :
عوارف المعارف ( فارسى ) — صفحة مقدمه 49
مساهمون: عمر السهروردي
صمقدمه ٤٩