فترت و كسالت راه بديشان نزند . ( ص 51 )
ج - « هر به » به معنى « در هر » :
ابراهيم ادهم - رحمة اللّه عليه - در جامع بصره معتكف بود و هر به سه شبانروز افطار كردى . ( ص 76 )
د - « به » براى بيان جنس يا تخصيص :
قومى باشند كه . . . خداوند تبارك و تعالى بدوست بندگان كنند و بندگان را بدوست بارى سبحانه و تعالى كنند . ( ص 33 )
و كاربردى نظير آن :
ابراهيم ادهم - رحمة اللّه عليه - گفته است : هر كس كه به عادت كرد كه مجالست و مخالطت زنان كند و در مباشرت سعى كند ، از او فلاحى نيايد . ( ص 87 )
ه - پيش از فعل مضارع اخبارى :
يكى از حاضران گفت : چرا جامه بنشورى ؟ ( ص 46 )
و - به معنى « براى » :
جبرئيل پيراهنى از حرير سفيد از بهشت به وى آورد . ( ص 44 )
ز - به جاى « از » :
توقّع مىدارد به سالكان با ارادت و طالبان مناهج سعادت . . . ( ص 2 )
2 . موارد استعمال « را »
الف - به معنى « براى » :
حق تعالى تأديب ايشان را ، اين آيت فرستاد . ( ص 164 )
ب - براى فكّ اضافه :
اگر ميلان روحى بر او غالب باشد ، بدان مشغول شود كه او را به كار آيد در وقت گرفتارى .
عوارف المعارف ( فارسى ) — صفحة مقدمه 53
مساهمون: عمر السهروردي
صمقدمه ٥٣