تا حق تعالى نعمتى باقى بديشان دهد بىآنكه نقصانى به حال او راه مىيابد ( ص 81 ) .
د - به كار بردن صيغهء ماضى التزامى به جاى صيغهء مضارع التزامى :
و جملگى حركات و سكنات او از بهر رضاى حق - سبحانه و تعالى - بود و حق تعالى او را وقف مراد خود گردانيده باشد . ( ص 38 )
ه - استعمال صيغهء ماضى نقلى به جاى صيغهء وجه التزامى :
در وقت اكل ، چندان نان و آب هرگز نخوردهام كه سير شدهام . ( ص 139 )
و - تغيير اشخاص فعل در ترجمهء برخى از عبارات عربى :
نحن محتاجون الى شىء ( عوارف ، ص 157 ) ، محتاج طعام بودند . ( ص 82 )
فاستعظمت ذلك منه و استقبحته له ( عوارف ، ص 157 ) ، اين حالت بر او گران آمد و منكر وى شد 125 ( ص 81 ) .
ز - تقديم فعل بر فاعل :
و طغيان آغاز كند آتش طبيعت او كه . . . ( ص 89 )
و موارد ديگر .
ح - آوردن « فعلهاى جمع انشائى خاص »
چون استنجا بكردمانى در پى آن آب نيز كار فرمودمانى . ( ص 50 )
شادروان بهار نوشتهاند : « كردمانى : از صيغ بسيار كهنهء درى است كه عوض اول شخص و . . .
در موارد التزامى و انشائى ، از شرطى يا تمنّائى ، كه بايستى فى المثل كرديمى ، كرديتى و كردندى بگويند ، كردمانى و . . . مىآوردهاند و بلعمى و صوفيه اين صيغهها را زياد آوردهاند و بايد آن را جمعهاى انشائى خاص نام نهاد . » ( سبكشناسى ، ج 2 ص 142 ) .
او را همچنان به تو سپردمانى ( ص 68 )
و موارد ديگر .
ط - تغيير صيغهء افعال ، از حيث زمان و وجه ، چنان كه : « خواستى » به جاى « مىخواستى » و « كردى » به جاى « كنى » :
عوارف المعارف ( فارسى ) — صفحة مقدمه 48
مساهمون: عمر السهروردي
صمقدمه ٤٨