گاهى تقسيمات نثر را با نظم تأكيد و بيان كرده است :
ابن عطا - قد - گفته است استجابت بر چهار وجه است : اوّل اجابت توحيد ، دوم اجابت تحقيق ، سوّم اجابت تسليم ، چهارم اجابت تقريب . و معنى اين هر چهار در اين رباعى تعبيه است ، شعر :
با شرع بساز ، تا ز بد باز رهى * تسليم گزين تا ز خرد باز رهى
در نور عيان ز ديو و دد باز رهى * در تابش دوستى ز خود باز رهى
( ص 15 )
براى آوردن شعرى كه مطمح نظر اوست اين چنين مقدّمه مىچيند :
آنچه غوغاى بشريّت و قاذورات انسانيّت باشد ، از لوح اندرون محو شود و باطن صفاى كلّى بيابد . . . عروس معانى بر منصّهء مهجة القلب جلوه نمايد چنان كه سنائى گويد :
عروس حضرت قرآن نقاب آنگه براندازد * كه دار الملك ايمان را مجرّد بيند از غوغا
( ص 16 )
گاهى از ابياتى استفاده مىكند كه حاوى اشارات قرآنى و اصطلاحات صوفيانه است :
عُشّاق تو از الَست مست آمدهاند * سرمست ز بادهء الست آمدهاند
( ص 17 )
فقر در نيستى قدم زدنست * بر سر كوى غم علم زدنست
هر چه ميراث آدم و حواست * در خرابات درد كم زدنست
( ص 28 )
فانى ز خود و به دوست باقى * اين طرفه كه نيستند و هستند
اين طايفهاند اهل توحيد * باقى همه خويشتنپرستند
( ص 30 )
در مواردى از كلمات نظم ، در نثر استفاده كرده است :
هر آن كس كه فقر او صحّت يافت ، ازل او ابد ، و ابد او ازل ، اوّل او آخر ، آخر او اوّل ؛ عيان او نهان ، نهان او عيان . بلبل وقتش بدين ابيات مترنّم بود ، شعر :
سحرگهى كه ازل با ابد قرين گردد * نهان عيان شود و آسمان زمين گردد .
( ص 78 )