آمده . ( ص 97 )
كيفيّت نشاندن اشعار در تجاويف كتاب - مترجم ، مقصود خود را از آوردن اشعار چنين بيان مىكند :
از بهر تثبيت تقرير كلمات بزرگان را - قدّس اللّه ارواحهم - اشعارى چند ، كه نتيجهء انفاس نامداران عصر بود ، بر سبيل استشهاد تضمين كرد ، به وثوق آنكه هيچ تقصيرى و زيانى و تبديلى و نقصانى نياورد . ( ص 2 )
وى حقا به وعدهء خود وفا كرده و با به كار گرفتن اشعار ، علاوه بر آنكه بر محسّنات ادبى اثرش افزوده ، صدها بيت از اشعار خوب فارسى را از گزند فراموشى و تلف حفظ كرده است .
اينك نمونههايى از نحوهء كاربرد اشعار در ضمن ترجمه :
گاهى مطالب نثر را به نظم توجيه و تأكيد كرده است :
من آن ناصح بيمكنندهام كه شما را از غفلت بر حذر مىدارم . . . بشتابيد و غافلوار عمر عزيز در پى لذّات و شهوات دنيا صرف مكنيد . شعر :
غافل مشو كه عمرى زين تازهتر نيابى * دادش بده كه چون شد عمرى دگر نيابى
( ص 6 ) نيز :
فاهم مواعظ قرآن دلى باشد كه از پردهء خون بيرون آمده باشد و مشاهد عالم ملكوت و جبروت شده ، محلّ الهامات غيبى صافى كرده و از ما سوى اللّه خالى گردانيد ، و در تيار بحار شهود مستغرق شده . شيخ تاج الدّين - قد - گفته است در اين معنى ، شعر :
اى خوشا احوال درويشان كِشان * از گمان اندر عيان افكندهاى
رسته از زخم تفاريق حدوث * در شهود صِرفشان افكندهاى
( ص 10 )
گاهى نثر ترجمه را به ابيات فارسى و عربى مزيّن و موجّه ساخته است :
لذّتى از شوق دل به نفس مرتاض رسد نسمات لطف احديّت آن لذّت ببويد ، فرياد بر آورد كه شعر :
اشمّ منك نسيما لست اعرفه * أظنّ لمياء جرّت فيك اردانا
اى نام تو آرام كسى و ان كس من * يادِ خوش تو دام كسى و ان كسى من 122 .
( ص 14 )