فهرست اشعار فارسى
تعداد ابيات / صفحه
الف
خود را به حيل درافكنم مست آنجا * / تا بنگرم آن جان جهان هست آنجا
( عبهر العاشقين ، ص 86 )
در هر هنرى كه بازجويى او را * / آن نوع بيامدست گويى او را 2 / 118
پاك كن ز آلايش و آرايش خود راه را * / تا شوى سرهنگ عالىرتبت اين درگاه را
( تاج الدين اشنهى ) 7 / 129
عروس حضرت قرآن نقاب آنگه براندازد * / كه دار الملك ايمان را مجرّد بيند از غوغا .
( ديوان سنائى ) 1 / 16
خونريز بود هميشه در كشور ما * / جان عود بود هميشه در مجمر ما 2 / 197
هان ، تا نشمارى تو به اندك دل ما * / تا ظنّ نبرى كه هست كوچك دل ما
2 / 184
ب
اينكه مىبينم به بيدارى است ، يا رب ، يا به خواب ؟ * / خويشتن را در چنين دولت پس از چندين عذاب .
( مرزباننامه ، ص 39 ) از انورى 1 / 161
ت
عجب آيد مرا ز حجّاجان * / كاين سفر كردن دراز چراست 3 / 47
امروز دلم در اهتمام غم تست * / در خطّهء دل خطبه به نام غم تست
2 / 186
در راه مُقامِرى كسى آمد چُست * / كانصاف ز خود بداد و انصاف نجست
1 / 173
سوز غمت ار چه عقل سوزست ، خوشست * / هر غصّه كه از تو دل فُروزست خوشست
2 / 90
ناز آن دلبر عيّار خوشست * / گرچه نازيست جگرخوار ، خوشست .
( تاج الدّين اشنهى ) 9 / 89
اى عشق چه چيزى كه جهان از تو خوشست * / وقت دل ما و عيش جان از تو خوشست 2 / 186
بوى سر كوىِ يار ، يا رب چه خوشست * / اميد بدان نگار ، يا رب ، چه خوشست 2 / 97