تخطي إلى المحتوى الرئيسي

عوارف المعارف ( فارسى ) — صفحة 154

مساهمون:

ص١٥٤
مرد به ريا مىگريد . بدين سبب از احراز از فضيلت تهجّد محروم ماندم . و در خبر آمده است كه : داود - عللم - مناجات كرد با خداى تعالى و گفت : بار خدايا ! مىخواهم كه مرا معيّن كنى كه در كدام وقت تو دوست دارى كه من حاضر حضرت تو شوم و با تو راز آغاز نهم ؟ حق سبحانه و تعالى فرمود : يا داود ! در اول شب برمخيز كه هر كه در اول شب برخيزد ، از فتوحات سحر محروم ماند . و اگر در آخر شب برخيزد ، از فضائل و فوائد اول شب محروم ماند ، و لكن در ميانهء شب برخيز و حاضر حضرت شو و آنچه مكنون ضمير است بخواه تا من مىبخشم ، و ماجراى عشق مىگوى تا من مىشنوم ، كه لطف حضرت مىگويد : قطعه :
دوستا با من ، يك امشب راز گو * راز بر ما ، نرم بىآواز گو
ماجراى عشق با هر كس مران * هر چه گويى با من دمساز گو
نيك مىدانى كه نازم چون بود * آنچه مىگويى ، به لطف و ناز گو
گفتى : امشب من ترا و تو مرا * هان چه گفتى ؟ بار ديگر بازگو
شيخ - رحمه - گفت : مريد بايد كه جوامع همّت بر آن مقصور دارد كه در شب به گاه برخيزد ، و از غايت عجز و افتقار با ملك جبّار مىگويد بيت :
اى در سر هر كسى ز عشقت هوسى * بىياد تو بر بنده نيايد نفسى
مفروش مرا ، مبخش و آزاد مكن * من خواجه ترا دارم ، تو بنده بسى
و بداند كه سعادت جمعيّت كه آئينهء طلعت امانى و طليعهء امداد شادمانى است ، در قيام شب تعبيه شده ، و فيضان فضل الهى كه متقاطر و متوالى است ، در شب به بنده مىرسد . فرد :
شب رو ، كه به شب راه عجب شايد كرد * زرهاى دغل خرج به شب شايد كرد
و قيام شب دستور سازد . تا اعلام ايمان و ايقان او بدان مرتفع مىشود . و امداد فساد و اخلاق ذميمه از او مندفع مىگردد . ان‌شاءالله تعالى ربّ العالمين .

باب چهل و نهم در بيان عمل روز و آداب و استقبال آن

قال اللّه تعالى :
« أَقِمِ الصَّلاةَ طَرَفَيِ النَّهارِ وَ زُلَفاً مِنَ اللَّيْلِ »
« * » الآية . شيخ - رحمه - گفت : جملهء مفسّران متّفق‌اند كه ، اينكه حق تعالى مىگويد : نماز به‌پاى داريد در دو طرف روز ، يك طرف نماز بامداد است ، و طرفى ديگر ، اختلاف كرده‌اند ، بعضى گفته‌اند : [ نماز شام است ، و بعضى گفته‌اند ] نماز خفتن است . و ببايد دانست كه : نماز پنجگانه است كه گناه‌ها را نيست مىكند . و
هامش
( * ) هود / 11 : 114 .