تخطي إلى المحتوى الرئيسي

عوارف المعارف ( فارسى ) — صفحة 152

مساهمون:

ص١٥٢

باب چهل و هشتم در بيان قسمت كردن اوقات تهجّد

قال اللّه تعالى :
« وَ الَّذِينَ يَبِيتُونَ لِرَبِّهِمْ سُجَّداً وَ قِياماً »
« * » خداى تعالى ، صفت بندگان خاص مىكند در شب ، كه ترك لذت خواب كنند ، و در قيام و ركوع و سجود بسر برند از غايت درد [ و ] سوز اشتياق به حضرت عزّت ، و در ميانهء شب تا وقت سحر فرياد مىكند بيت :
هر سحر ، كآتش دردم ره بالا گيرد * كمترين هيزم خود ، گنبد خضرا گيرد
سوز او ، مجلس تسبيح ملك گرم كند * نور او مملكت عالَم اعلا گيرد
گرچه آن عالم علوى ، همه والاست وليك * همّت عاشق ، والاتر و و الا گيرد
طلب دلبر زيبا كه كند ؟ عاشق زار * دامن يوسف صدّيق ، زليخا گيرد
و عاشقان صادق كه در محبّت صدق و اخلاصى دارند ، خواب بر ديده حرام كنند . و از تابعيان ، چهل نفر بوده‌اند كه به وضوى نماز خفتن ، نماز بامداد كرده‌اند . و از جملهء ايشان : سعيد مسيّب ، و فضيل عياض ، و وهيب بن الورد ، و ابو سليمان دارانى ، و على به كار ، و حبيب عجمى - رضوان اللّه عليهم اجمعين - بوده‌اند . شيخ ابو طالب مكّى - قد - در كتاب « قوت القلوب » اسامى ايشان نوشته است . « * * » و مريد بايد كه سعى كند در قيام شب و روز برمىخيزد ، كه در تفسير :
تُؤْتِي الْمُلْكَ مَنْ تَشاءُ
« * * * » گفته‌اند : كه اين ملك و پادشاهى و كامرانى ملك قيام شب است . و هر كس كه از قيام شب محروم ماند ، بايد كه تعزيهء خود را بدارد و بر خود بگريد . و در خبر آمده است كه : هر كه بخسبد تا صبح برآيد ، شيطان در گوش او گميز كرده باشد . قال رسول اللّه - صلعم - « اذا نام العبد عقد الشّيطان على رأسه ثلاث عقد ، فان قعد و ذكر اللّه ، انحلّت عقدة ، و ان توضّأ ، انحلّت عقده اخرى ، و ان صلّى ، انحلّت العقد كلّها ، فيصبح نشيطا طيّب النّفس ، و الّا اصبح كسلانا خبيث النّفس » « * * * * » يعنى چون بنده بخسبد ، شيطان ، سه گره بر سر او زند . اگر در شب باز نشيند و ذكرى بگويد ، يك گره گشوده شود . و اگر وضو سازد ، گرهى ديگر گشوده شود . و اگر به نماز مشغول شود جملهء گره‌ها گشوده شود ، چون بامداد كند ، نشاطگر و خرّم و خوش‌طبع باشد ، و از آفات مكر و كيد ديو و ديو بردگان مصون و محروس بماند . و اگر ذكر نگويد و به طاعت مشغول نشود ، آفت خذلان روزگار او را در ربايد ، و ورق سلامت و صحّت او درنوردد . و در زمرهء اشقيا معدود گردد . طالبان حضرت جلال و حاجيان كعبهء وصال لايزال ، جانها داده‌اند در حسرت
هامش
( * ) فرقان / 25 : 64 . ( * * ) قوت القلوب ج 1 ص 78 . ( * * * ) آل عمران / 3 : 26 . ( * * * * ) عوارف ص 380 .