عالم پيش از ميثاق به سر مىبردند . براى مثال ، روايات ناظر به گروههاى ملائكه و ساكنان ملكوتى زمين از جملهء اين 9 روايت هستند . ( ص 67 - 69 ) 94 كلينى روايات مربوط به انواع ملائكه را در سرتاسر كافى و عمدتا در جلد دوم اصول كافى پخش كرده است . هيچيك از اين روايات قبلا در بصائر نقل نشده بودند . 95
صفّار قريب 38 روايت را در ضمن 6 باب ، كه مشتمل بر جزئيات دوران جنينى و ولادت اعجازآميز هريك از ائمّه [ عليهم السّلام ] هستند ، گردآورى كرده است . در اين ابواب ، گفته شده كه امام در مدتى كه در رحم است ، مىتواند بشنود و به هنگام ولادت ، كلمات آيهء 116 « 1 » سورهء انعام بر بازويش نقش بسته است . 96 و ستون يا منارهاى از نور براى اتصال امام به خداوند يا عرش الهى ايجاد مىشود تا از اين طريق ، علم به امام منتقل شود ، و امام در سرتاسر حياتش مىتواند به اين نور دسترسى داشته باشد . در اين روايات ، به واسطهء اعجازآميزى كه موجب انعقاد نطفهء [ امام ] شده ، اشاره گرديده است . ( ص 431 - 443 ) 97
كلينى همچنين تعدادى از روايات مربوط به ولادت ائمّه [ عليهم السّلام ] را گردآورى كرده كه به مراتب ، كمتر از روايات صفّار هستند و تعداد كمترى از آنها توسط صفّار نقل شده است . كلينى از 38 روايت صفّار ، فقط 4 روايت ( ص 385 - 387 ، ح 1 ؛ صفّار ، ص 440 - 442 ، ح 41 ؛ ص 387 ، ح 2 ؛ صفّار ، ص 432 ، ح 5 ؛ ص 387 ، ح 4 ؛ صفّار ، ص 437 ، ح 2 ؛ ص 387 ، ح 6 ؛ صفّار ، ص 435 ، ح 1 ) را در 8 روايت خود در خصوص ولادت ائمّه [ عليهم السّلام ] نقل كرده است . ( ص 385 - 389 ) در بين اين روايات ، اولين روايت از فصل [ مربوط ] كافى ، كه به خاطر اشتمال بر مقدار زيادى از جزئيات ولادت ائمّه [ عليهم السّلام ] شايد از همه مهمتر باشد ، از طريق اسنادى كاملا متفاوت با اسناد مورد استفادهء صفّار نقل شده است ، گرچه منبع نهايى هردو ، شخص
هامش
( 1 ) . شمارهء آيه 115 است ، نه 116 . ( ن )