70 ) نيست كه ممكن است به عبد اللّه بن سنان هم اشاره داشته باشد . دربارهء وى ، ر . ك . آنچه در بالا ذكر شد .
( 51 ) . كلبرگ
( " From Imamiyya " , p . 523 )
متذكر شده كه در اولين كتاب محاسن در احاديثى دربارهء اهميت اعداد سه تا ده ، عدد 12 به عنوان عدد مهمى مشخص نشده است . كلبرگ همچنين متذكر شده كه در محاسن اشارهاى به غيبت نشده است . همچنين ر . ك .
M . A . Amir - Moezzy , " Al - Saffar al - Qummi ( m . 290 / 902 - 3 ) et son kitab Basa'ir al - Darajat " , Journal Asiatique , cclxxx / 3 - 4 ( 1992 ) , p . 240 .
رجال برقى نيز فقط شامل اسامى اصحاب يازده امام اول [ عليهم السّلام ] است .
( 52 ) .
Kohlberg , " From Imamiyya " [ op . cit ] , p . 523
، به نقل از : برقى ، محاسن ، ص 332 - 333 ، ح 99 .
( 53 ) .
Modarressi , Crisis , p . 86
به نقل از : كتاب همعصر سعد بن عبد اللّه اشعرى ، كتاب المقالات و الفرق ، تحقيق ، م . ج . مشكور ، تهران ، 1963 ، ص 102 به بعد ، 106 ؛ محمّد حسن بن موسى نوبختى ، فرق الشيعه ، تحقيق م . ص . بحر العلوم ، نجف ، 1969 ، ص 116 ، 118 . به نظر مىرسد در اين فضا ، فقدان اسامى جانشينان [ امام ] حسين [ عليه السّلام ] در گزارش محاسن از روايت خضر [ عليه السّلام ] ، كه از امام جعفر [ صادق عليه السّلام ] نقل شده ، و كلبرگ و امير معزّى به آن اشاره كردهاند ( ر . ك . آنچه در بالا ذكر شد ) - آنقدر كه گفتهاند ، مشكلساز نيست . كلبرگ اذعان دارد كه خضر [ عليه السّلام ] جانشيان [ امام ] حسين [ عليه السّلام ] را « يكبهيك تا آخرين نفر شمرده است . » خود برقى از اصحاب امام نهم و امام دهم [ عليهما السّلام ] بوده و پدرش - كه احمد اين روايت را از او نقل كرده است - با امام هشتم و نهم [ عليهما السّلام ] مرتبط بوده است . محمّد اين روايت را از داود بن قاسم ، ابو هاشم جعفر - عالم بغدادى سرشناس بين شيعيان و مورد احترام قدرت سياسى حاكم ، كه امام هشتم ، نهم ، دهم و يازدهم [ عليهم السّلام ] و همچنين امام غايب [ عليه السّلام ] را ديده - نقل كرده است . باتوجه به اين ارتباطات ، گنجاندن اسامى واقعى جانشينان [ امام ] حسين [ عليه السّلام ] براى نسلهاى بعدى مفيد بوده ، اما شايد در آن زمان ضرورت كمترى داشته است . ر . ك . نجاشى [ پيشين ] ، ص 156 ؛ طوسى ، الفهرست ، 67 ؛ اردبيلى [ پيشين ] ، ج 1 ، ص 307 ؛ ج 2 ، ص 22 - 423 . نسخههاى كاملتر اين روايت آشكارا در آن زمان رايج بوده است . براى مثال ، توجه داشته باشيد كه نسخهء اين روايت - كه به اسامى جانشينان ائمّه [ عليهم السّلام ] و به عدد 12 به عنوان حدّ نهايى تعداد ائمّه [ عليهم السّلام ] تصريح دارد و توسط كلبرگ و امير معزّى از تفسير