شك نداشتند كه اگر بيشتر از بقيه مسلمان نباشند از آنان دستكمى ندارند . تندروى مبارزه عقيدتى نزاريان منعكسكننده تندروى مخالفت سياسى آنها بود كه به طور اساسى داراى انگيزهاى انقلابى بود . در اين زمينه آنها جانشينان راستين مزدكيان پيش از اسلام و خرمدينيان آغاز دوران عباسيان بودند . نظام الملك اين نكته را نيك دريافته بود آنجا كه پيوستگى ميان مزدكيان ، خرمدينيان و اسماعيليان را به طور عموم بر حسب جنبهء خرابكارانه و تهديد آنها نسبت به نظام حاكم توصيف مىكند « 1 » . جنبش نزارى نماينده مخالفت ايرانيان با حكومت تركان سلجوقى بود . همچنان كه جنبش خرمدينيان نمايشگر مخالفت با سلطه عباسيان تازى بود . ولى در حالى كه خرمدينيان با مخالفت خود اميد داشتند كه كيش ايرانى را از نو زنده كنند . مخالفت نزاريان به نام معنى راستين و باطنى اسلام انجام مىشد . پنج سده پس از رواج يافتن اسلام در ايران ديگر هيچگونه مخالفت مذهبى جز در قالبهاى اسلامى درخور تصور نبود .
هامش
( 1 ) . نظام الملك « سياستنامه ، به كوششH . Darkeصص 254 به بعد .