مقريزى ، و فاسى به او مراجعه كردهاند . نيز مقّرى 238 چنان كه عادت اوست ، بسيارى از روايات مهم او را نقل كرده است . شريشى ( متوفى به سال 1222 / 619 ه . ) شارح مقامات معروف حريرى شاگرد ابن جبير است كه قسمتهاى مهمّى از سفرنامهء استاد خويش را محفوظ داشته است . 239 با وجود شهرت ابن جبير ، محافل علمى تا كنون بيشتر از يك نسخه از سفرنامهء او را كه در ليدن هست و تاريخ آن به سال 1470 / 875 ه . مربوط مىشود نشناختهاند . پيش از شناخت نسخهء مذكور اطّلاعاتى ناچيز دربارهء ابن جبير در منابع ديگر پراكنده بود . شهرت سفرنامه مديون دوزى و آمارى است كه قسمتى از آن را ، كه مربوط به سيسيل است و مطالب آن اهمّيّت خاص دارد ، چاپ كردهاند . قابل ملاحظه آنكه شيخ طنطاوى كه آن وقت در پترزبورگ درس مىداد ، در كار چاپ دخالت داشت . 240 خيلى زود چاپ كامل سفرنامه به وسيلهء رايت ، خاور شناس انگليسى ، انتشار يافت ( 1852 ) و به دسترس همگان قرار گرفت . اين سرآغاز فعاليّت علمى رايت بود و در آن موقع سنّش از بيست و دو سال نگذشته بود . پس از آن ترجمهء خوب ايتاليايى كتاب به قلم اسكياپارلى منتشر شد ( 1906 ) . 241 آنگاه از پس مدّتى بيش از نيم قرن ( 1907 ) دخويه چاپ رايت را با تصحيحاتى چند تجديد كرد . نسخهاى كه در اين فاصله در فاس به دست آمد موجب دستكاريهاى مهم نشد . 242 مطالب سفرنامهء كنانى ( ابن جبير ) از لحاظ تصوير زندگانى آن عصر اهمّيّت فوق العاده دارد ، زيرا توصيف زندهاى از مصر و شام ، هنگامى كه جنبش آزادى اسلام به رهبرى نور الدّين و صلاح الدّين بر ضد صليبيان آغاز شد ، به دست مىدهد و از اين لحاظ به يادداشتهاى امير اسامة بن منقذ بسيار نزديك است ؛ اگر چه سبك و روش دو مؤلّف تفاوت دارد . لامنس ضمن تحليل روايت ابن جبير دربارهء شام ، تأييد مىكند كه دقّت ملاحظه وى در خور توجّه است . 243 توصيفى كه از زندگانى مسلمانان سيسيل در سفرنامه آمده گرانقدر و منحصر به فرد است . ابن جبير در راه بازگشت در دسامبر سال 1184 بر ساحل سيسيل شمالى ازمسيناتا ترابانى عبور كرد و تا فوريهء سال 1185 آنجا بماند . و نمودارهاى تمدن و فرهنگ برادران دينى خود را از نزديك بديد .
وى نه فقط آثار برجستهء قرون وسطاى سيسيل ، بلكه دربار نورمانها را نيز كه نويسندگان لاتينى آن روزگار مطلب قاب توجهى در آن باره به جا نگذاشتهاند توصيف كرده است . 244 سفرنامهء ابن جبير اوج سفرنامه نويسى در ادب عربى است ، گر چه توصيف مفصّل بناها مايهء ملال خواننده مىشود ، اما سبك آن زنده و روان است همچون در وصف گمرك اسكندريّه يا حادثهء كشتى بر ساحل سيسيل و جز آن . اسلوب كتاب اديبانه است ، غالبا سجع در آن به كار مىبرد ، اما با مهارت و بدون افراط ، به طورى كه فهم آن مايهء زحمت خواننده نيست . عبارتها پر از اقتباسات ادبى و اشارات لطيف است كه براى فهم آن اطّلاع و معرفت كافى بايد داشت و
تاريخ نوشته هاى جغرافيايى در جهان اسلام ( فارسى ) — صفحة 243
مساهمون: ابوالقاسم پاينده
ص٢٤٣