از آنها كه امان خواستند چون محمد بن تكين خاصه و تكين خاقانى غلام خاقان مفلحى و ديگران و جز اين از اخبار او و اخبار كسان ديگر همه را آوردهايم و خبر كشته شدن طريف سكرى را پدر طرسوس كه بسال سيصد و بيست و هشت بود و حكايت او را با ثميليان كه غلامان ثميل خادم بودند ياد كردهايم و حاجت بتكرار مفصل آن در اين كتاب نيست .
و اين تفصيل كه از اخبار ديلم و گيل و كار اسفار بن شيرويه و مرداويج آورديم بمناسبت سخن از خاندان ابى طالب و كار حسن بن قاسم حسنى داعى صاحب طبرستان و كشته شدن او و خبر حسن بن على حسنى اطروش بود .
مسعودى گويد ديگر حوادث و اتفاقات روزگار خليفگان و شاهان مذكور را در دو كتاب خودمان اخبار الزمان و اوسط آوردهايم و در اين كتاب شمهاى آورديم كه خواننده را كفايت كند .
تأليف اين كتاب در اين هنگام كه جمادى الاولى سيصد و سى و شش است بسر رسيد و ما به فسطاط مصريم و ابو الحسن احمد بن بويهء ديلمى ملقب به معز الدوله بر كار دولت و پايتخت تسلط دارد و برادرش حسن بن بويه فرمانرواى ولايت اصفهان و ناحيهء اهواز و ولايتهاى ديگر است و لقب ركن الدوله دارد و برادر بزرگشان على بن بويه ملقب به عميد الدوله كه سالار و بزرگ آنهاست بسر زمين فارس مقيم است و آنكه كار المطيع را بدست دارد احمد بن بويه معز الدوله است كه بسرزمين بصره با بريديان پيكار دارد ، و چنان كه خبر ميرسد مطيع نيز با اوست .
در اين كتاب اندكى بنشانه بسيار آورديم ، و خبر كم را نمونهء خبرهاى مهم نهاديم و در هر يك از كتابها چيزها آورديم كه در ديگرى نياورديم مگر آنچه نميشد نگفت و نقل آن به حكم ضرورت بود و اخبار مردم هر روزگار را با حادثه ها كه بوده است و اتفاقاتى كه شده است تا اين روزگار ياد كردهايم ، بعلاوهء آنچه در همين كتاب در بارهء خشكى و دريا و آباد و باير آن و سرگذشت شاهان و اخبار
مروج الذهب ( فارسى ) — صفحة 753
مساهمون: ابوالقاسم پاينده
ص٧٥٣