تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مروج الذهب ( فارسى ) — صفحة 585

مساهمون:

ص٥٨٥
در قسمت گذشتهء اين كتاب در ضمن اخبار معتز از كشته شدن او به اجمال سخن آورده‌ايم اما چگونگى كشته شدنش را با اختلافى كه مردم در اين باب كرده‌اند بتفصيل نگفتيم . مورخان و سرگذشت نويسان و علاقه‌مندان اخبار دول را دربارهء كشته شدن وى مختلف ديده‌ام . بعضى گفته‌اند كه معتز در ايام خلافت مهتدى به ترتيبى كه قبلا گفته‌ايم در محبس بمرگ طبيعى مرد ، بعضى ديگر گفته‌اند در محبس خوردنى و نوشيدنى از او باز گرفتند و از گرسنگى و تشنگى مرد ، بعضى گفته‌اند آب جوش به او تنقيه كردند و به همين جهت وقتى او را بمردم نشان دادند درونش متورم بود . آنچه بنزد مطلعان اخبار بنى عباس معروفتر است اينست كه وى را به اجبار وارد حمامى كردند كه داغ بود و نگذاشتند برون شود . اينان نيز اختلاف دارند بعضى گفته‌اند او را در حمام گذاشتند تا جان داد و بعضى گفته‌اند وقتى نزديك شد از فرط گرما تلف شود او را بيرون بردند و برفاب خنك به او نوشانيدند كه جگر و امعايش پاره پاره شد و در دم جان بداد و اين بروز دوم شعبان سال دويست و پنجاه و پنجم بود . و ما تفصيل اين مطالب را در كتاب اخبار الزمان آورده‌ايم . وقتى مهتدى خبر يافت كه موسى بن بغا سوى دار الخلافه حركت كرده است آمدن او را خوش نداشت و به دو نوشت در جاى خود بماند و حركت نكند كه وجودش در آنجا لازم است ولى موسى بن بغا حركت خود را با شتاب ادامه داد تا به سامره رسيد و اين بسال دويست و پنجاه و ششم بود . صالح بن وصيف در تدبير كارها با مهتدى همدست بود ، وقتى موسى به سامره نزديك شد مردم در كوچه و بازار بانگ ميزدند : « اى فرعون برو كه موسى آمد . » صالح بن وصيف وقتى از آمدن موسى خبر يافت از مهتدى برنجيد و گفت او نهانى نامه به موسى نوشته كه به سامره بيايد و به ظاهر نوشته است كه نيايد . يكى از سرداران ترك نيز كه بايكيال نام داشت بر كارها تسلط و رياست يافته بود . موسى وارد سامره شد و به مجلس مهتدى رفت كه برسيدگى مظالم نشسته بود و خانه از خاص و عام پر بود . ياران موسى به خانه ريختند و مردم را با