تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مروج الذهب ( فارسى ) — صفحة 567

مساهمون:

ص٥٦٧
آنگاه محمد بن عبد الله بن طاهر در شماسيه با ابو احمد موفق ملاقات كرد و در كار خلع مستعين هم سخن شدند به شرط آنكه خود و خويشان و فرزندانش با همهء اموالشان در امان باشند و او با هر كس از خويشان خود كه مايل باشد در مكه مقيم شود و تا وقت رفتن مكه در واسط عراق بماند . معتز اين شرايط و چيزهاى ديگر را كه نقل آن بدرازا ميكشد تعهد كرد بقيد آنكه اگر اين شرايط را بشكند خدا و پيمبر از او برى باشند و مردم از بيعت او آزاد باشند . و معتز بعدها كه ميخواست بخلاف تعهد خود پيمان را بشكند به زحمت افتاد . مستعين خويشتن را از خلافت خلع كرد و اين به روز پنجشنبه سوم محرم سال دويست و پنجاه و دوم بود . از وقتى كه به بغداد آمده بود تا هنگام خلعش يك سال تمام بود مدت خلافتش از وقتى كه عهده‌دار امور شد چنان كه بگفتيم تا وقت زوال ملكش سه سال و هشتماه و هجده روز بود و اختلافى را كه در بارهء اين مدت هست گفته‌ايم . آنگاه مستعين را با كسان و فرزندانش به بغداد در خانهء حسن بن وهب جا دادند سپس او را به واسط فرستادند و احمد بن طولون ترك را به او برگماشتند و اين پيش از آن بود كه حكومت مصر را عهده‌دار شود . بى كفايتى محمد بن عبد الله بن طاهر در كار مستعين كه به دو پناه آورده و محمد او را رها كرده به معتز متمايل شده بود ، معلوم شد و يكى از شاعران آن روزگار كه اهل بغداد بود در در اين باب شعرى بدين مضمون گفته است : « تركان يك سال در اطراف ما بودند و كفتار از سوراخ خود در نيامد و با ذلت و زبونى بماند و همين كه نمودار شد فرومايگى خيانتكار نيز معلوم شد كه حق مستعين را رعايت نكرد و با حوادث زمانه بر ضد او همدست شد . فرومايگى و نابكارى و زبونى را با هم جمع كرد و نگاه داشت تا مايهء ننگ خاندان طاهر باشد . » . از پس خلع مستعين ابو احمد موفق از بغداد به سامره رفت و معتز او را خلعت داد و تاج بخشيد و دو حمايل به دو آويخت . سرداران او را نيز خلعت بخشيد .
مروج الذهب ( فارسى ) — صفحة 567 | ابوالقاسم پاينده / المسعودي