ذكر شمهاى از اخبار و سيرت هشام
هشام لوچ و خشن بود ، مال مىاندوخت و زمين آباد مىكرد و اسب خوب نگه - مىداشت . يك مسابقهء اسب دوانى ترتيب داد كه از اسبان او و غير او چهار هزار اسب در آن شركت داشت و چنين چيزى در جاهليت و اسلام سابقه نداشت . شاعران در بارهء اسبان وى سخن كردهاند . پوشش و فرش و لوازم جنگ و زره جمع مىكرد .
سپاه فراهم آورد و در بندها را محكم كرد ، قناتها و بركهها در راه مكه بساخت و آثار ديگر بجا گذاشت كه داود بن على در آغاز دولت عباسى همه را بر انداخت .
بروزگار او خز و لباس خز باب شد ، مردم نيز همگى روش او گرفتند و مال اندوختند و بخشش كم شد و عطا نماند و روزگارى سختتر از روزگار وى نبود .
بروزگار هشام ، زيد بن على بن حسين بن على كرم الله وجهه بشهادت رسيد و اين بسال صد و بيست و يكم و بقولى صد و بيست و دوم بود . زيد بن على با برادر خود ابو جعفر بن على بن حسين مشورت كرد ، نظر وى اين بود كه به اهل كوفه اعتماد نكند كه مردمى مكار و حيلهگرند . به او گفت : « جدت على در كوفه كشته شد ، عمويت حسن در آنجا كشته شد ، پدرت حسين آنجا كشته شد . در كوفه و