تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ الإسلام ( تاريخ سياسى اسلام ) ( فارسى ) — صفحة 356

مساهمون:

ص٣٥٦

مقدمه ها

مقدمهء مؤلف

بسيار خرسندم كه جلد سوم كتاب تاريخ سياسى اسلام را بخوانندگان تقديم ميكنم . اين جلد حوادث تاريخ اسلام را در مدت دويست و پانزده سال يعنى از 232 تا 447 هجرى از آغاز خلافت متوكل كه به حق بايد آن را آغاز سقوط عباسيان ناميد تا زوال قدرت بويهيان از بغداد شرح ميدهد . اين دوران ، امتيازات خاص دارد ، زيرا در اثناى آن دولت‌هاى بسيار پديد آمد كه در پيشرفت تمدن اسلام اثر فراوان داشت و بغداد كه مدتها مركز اين تمدن بود رقيبان ديگر چون قرطبه و قاهره و بخارا و غزنين و حلب پيدا كرد كه ببركت تشويقى كه خليفگان و شاهان و اميرانش از دانشوران و اديبان ميكردند از لحاظ پيشرفت تمدن و رواج علم و ادب با پايتخت عباسيان دعوى همسرى داشت ، از اينرو آفاق فكر اسلامى وسعت گرفت و فرهنگ مسلمانى بسط يافت و ثروت فزون شد و آبادى توسعه يافت و جامعه اسلامى راه كمال پيمود . اين جلد را به ده باب تقسيم كردم : در باب اول از نتيجهء تسلط و قدرت تركان از سال 232 تا 324 هجرى سخن گفتم كه عزل و نصب خليفگان بدست ايشان بود و همين قضيه از عوامل ضعف عباسيان بود كه بزوال ايشان بدست تاتاران منجر شد . در باب دوم از دوران امير الأمرائى ( 324 تا 334 هجرى ) بحث كردم كه چگونه امير الامرا قدرت از كف خليفه ربود و همهء امور دولت را قبضه كرد و مقام وى از وزير بالا گرفت و از وزارت جز اسمى نماند . در باب سوم از وضع دولت عباسيان در عراق و خوزستان و كرمان بدوران بويهيان بحث كردم كه شيعيان افراطى بودند و پيشوائى عالم اسلام را حق خليفه سنى نميدانستند و از تجاوز به شخص او و تضعيف قدرتش باك نداشتند . در باب چهارم دربارهء ولايتهاى اسلام كه از دولت عباسيان جدا شد سخن آوردم كه در اين دوران در ايران و ماوراء النهر دولتك‌ها پديد آمد و احساسات ملى كه از دوران مأمون ظهور آغازيد در پيدايش آن مؤثر بود . باب پنجم را به شرح نهضتهاى سياسى و دينى و نفوذ آن در سياست و دين و ادب و اجتماع اختصاص دادم . در اين باب از اماميان اثنى عشرى و هم اسماعيليان هفت امامى و قرمطيان كوفه و شمال عراق و شام و ديار بحرين و هم