تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ الإسلام ( تاريخ سياسى اسلام ) ( فارسى ) — صفحة 96

مساهمون:

ص٩٦

قلع و قمع بنى اميه

از پيش گفتيم كه سفاح بتعقيب بنى اميه و يارانشان برخاست بپندار ما روش وى از آنجا مايه ميگرفت كه از روزگار جاهليت دشمنى بنى - اميه و بنى هاشم استوار بود ، اين دشمنى در اسلام شدت گرفت و شاعران و اطرافيان دولت با سخنان و تذكارهاى خود آن را نيرو ميدادند . بعلاوه بنى اميه در ايام قدرت از قتل و زجر و حبس هاشميان فروگذار نكردند . بگفتهء مورخان ، عباسيان انتقام خون ابراهيم امام را كه بروزگار مروان ، آخرين خليفه اموى ، در جوانى كشته شد بشدت گرفتند و عبد الله بن على عموى سفاح بخونخواهى وى سيصد كس از امويان را بكشت كه ابراهيم بن وليد بن عبد الملك از آن جمله بود و اين رخداد بسال 132 بود . و هم يزيد بن معاوية بن عبد الملك و عبد الجبار بن يزيد بن عبد الملك را دستگير كرد و نزد سفاح فرستاد كه آنها را بر دار كرد . و هم عبد الله بن على در فلسطين گروهى بسيار از امويان را بكشت . سليمان بن يزيد بن عبد الملك را ياران عباسيان در بلقا بكشتند و سر وى را بنزد عبد الله بن على فرستادند و هم مروان آخرين خليفه اموى را سر بريدند و سر او را پيش سفاح بردند و چون سر را بديد سجده طولانى كرد و چون سر برداشت گفت : " خدا را سپاس كه انتقام مرا در قوم تو وانگذاشت و خدا را سپاس كه مرا بر تو غلبه داد اكنون باك ندارم كه مرگم كى فرا رسد كه در قبال حسين و كسان وى دو صد كس از امويان را بكشتم ، هشام را در قبال زيد بن على بسوختم