تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ الإسلام ( تاريخ سياسى اسلام ) ( فارسى ) — صفحة 462

مساهمون:

ص٤٦٢

نيروى دريائى

عربها در صدر اسلام بنيروى دريائى توجهى نداشتند زيرا مردمى بدوى بودند و از فنون دريانوردى خبر نداشتند . نخستين كسى كه بدريانوردى پرداخت علاء حضرمى بود كه بروزگار عمر فرماندار بحرين بود وى بدون اجازه خليفه با دوازده هزار تن از مسلمانان براى حمله به ايران از راه دريا سفر كرد ، سپاه وى با غنائم بسيار ببصره بازگشت ولى كشتيهاى خود را از دست داد وقتى عمر از اين قضيه خبر يافت از كار علاء خشمگين شد و ويرا معزول كرد زيرا نميخواست مسلمانان دريانوردى كنند . وقتى شام بدست مسلمانان افتاد معاويه از عمر خواست اجازه دهد به طرف روم حمله برد ، خليفه از عمرو بن عاص فرمانرواى مصر خواست كه دريا و دريانورد را براى وى وصف كند ، عمرو بپاسخ نوشت : " دريا مخلوقى است بزرگ كه مخلوقى كوچك بر آن سوار مىشود ، آب اگر آرام باشد دلها را غمگين مىكند و اگر پائين رود عقلها را تيره مىكند . به دريا اطمينان كم مىشود و اضطراب فزونى ميگيرد مردم بر آن مانند كرمى هستند بر چوبى ، اگر كج شود غرق مىشود و اگر نجات يابد خرسند مىشود " پس ، عمر نامه‌اى به معاويه نوشت كه از دريانوردى خوددارى كند . ابن خلدون دربارهء خوددارى عربها از دريانوردى گويد " علت آن بود كه عرب‌ها از رموز دريانوردى خبر نداشتند اما روميان و فرنگيان به كار دريانوردى ماهر بودند . وقتى عرب‌ها داراى قدرت و نفوذ شدند و ملل دريانورد پيرو آنها شدند ، صاحبان هنر با هنر خويش بدانها تقرب جستند ، ملوانان را به كار گرفتند و در اين كار مهارت يافتند و به جنگهاى دريائى متمايل شدند ، كشتى ساختند و مردان مسلح را براى جنگ با مردم ماوراى دريا آماده كردند و از ولايتها و مرزهاى خويش جاهايى را كه به دريا نزديكتر بود مانند شام و افريقيه و مغرب و اندلس مركز لشگركشى كردند .