تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ الإسلام ( تاريخ سياسى اسلام ) ( فارسى ) — صفحة 444

مساهمون:

ص٤٤٤

خلافت

خلافت رياست عمومى در امور دين و دنيا به نيابت پيغمبر است . ابن خلدون در اين‌باره گويد : " خلافت " آنست كه عموم مردم را بمقتضاى نظر شرع بانجام مصالح آخرت و مصالح دنيا كه مربوط به آنست وادار كنند زيرا كارهاى دنيا در نظر شرع بمصالح آخرت پيوسته است بنا بر اين خلافت در حقيقت جانشينى از صاحب شرع در نگهبانى دين و سياست دنياست . " مقام خليفه نسبت بامت مانند مقام پيغمبر نسبت بمؤمنان است . خليفه بر امت حق ولايت عام و اطاعت كامل دارد ، بايد بامور دين قيام كند و حدود آن را بپاى دارد و مقررات آن را اجرا كند و بطريق اولى حق اداره امور دنيوى را نيز دارد ، زمام امت بدست اوست ، منصبها از او دريافت مىشود و مقامات دينى و دنيوى وابسته به مقام اوست حاكم ظاهرى است و حاكم معنوى و اين بخلافت آن است كه در قرون وسطى در مغرب زمين وجود داشت .

خلافت و مقام پاپى

سرتوماس ارنولد در كتاب خلافت درباره شباهت و اختلاف ميان دو نظم سياسى قرون وسطى يعنى خلافت اسلامى در مشرق و امپراطورى مقدس روم در مغرب گويد : اين دو نظم سياسى هر دو بر نيروى دين تكيه داشت و دينهاى جهانى كه ميخواستند جهان را زير نفوذ خود درآورند . امپراطورى مقدس روم تازه بوجود نيامده بود بلكه دنباله امپراطورى بت‌پرستى قديم بود تا آنجا كه شارلمان لقب بزرگان بت‌پرست گرفت . در غرب دو حاكم وجود داشت ، يكى حاكم ظاهرى كه امپراطور بود و ديگرى حاكم معنوى كه پاپ بود اما خلافت بر نظامات
تاريخ الإسلام ( تاريخ سياسى اسلام ) ( فارسى ) — صفحة 444 | حسن ابراهيم حسن / ابوالقاسم پاينده