تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ الإسلام ( تاريخ سياسى اسلام ) ( فارسى ) — صفحة 357

مساهمون:

ص٣٥٧
ولى در نتيجهء اين جنگ آتش تعصب از نو نه فقط در شام بلكه در همه ولايات اسلام و مخصوصا در خراسان افروخته شد و كشاكش عربهاى يمنى و مضرى بالا گرفت و دامنهء آن تا دورترين ولايات اسلامى كشيده شد و ميان دو گروه جنگهاى خونين رخ داد . پس از جنگ مرج راهط مروان بن حكم سپاهى بسوى مصر فرستاد تا عبد الرحمن بن - جحدم فرماندار عبد الله بن زبير را از آنجا بيرون كنند و نيز فرزند خود عبد العزيز را با سپاهى بسوى ايله فرستاد . ابن جحدم براى مقابله با سپاه مروان خندقى بكند و در اين كار سخت بكوشيد . خندق به يك ماه كنده شد اما خندق نتيجه نداد و سپاه ابن جحدم شكست خورد و مروان در جمادى الاول سال 65 هجرى وارد فسطاط شد و همه مردم با او بيعت كردند مگر گروهى كه بر بيعت ابن زبير استوار ماندند و كشته شدند . شمارهء اين گروه بهشتاد ميرسيد و نيز پيشواى طايفه لخم اكدر بن حمام كشته شد و در نتيجه سى هزار كس از آن طايفه بشوريدند و محل اقامت مروان را در ميان گرفتند اما بوساطت بعضى لخميان كار به صلح انجاميد و شورشيان پراكنده شدند . تصادفا در همان روز كه اكدر كشته شد و مردم لخم بشوريدند عبد الله بن عمرو بن عاص وفات يافت و چون برون بردن جنازه ميسر نشد او را در خانه‌اش دفن كردند . پس از آن مروان بشام برگشت و دو سپاه فراهم آورد يكى را بسوى حجاز فرستاد براى جنگ با عبد الله بن زبير و ديگرى را بسوى عراق فرستاد . سپاه اول شكست خورد و سپاه دوم تا مروان زنده بود كارى نساخت زيرا بسال 65 هجرى مرگش دررسيد . مروان دو پسر خود عبد الملك و عبد العزيز را وليعهد كرده بود كه اول عبد الملك و سپس عبد العزيز عهده‌دار خلافت شوند . پيش از اين گفتيم كه طرفداران بنى اميه در جابيه انجمن ساختند و با مروان بيعت خلافت كردند به شرط آنكه پس از وى خالد بن يزيد خليفه شود و پس از او عمرو بن سعيد بن عاص اما مروان اين شرط را رعايت نكرد و براى دو فرزند خود