دهند : هر كه شمشير خود را در نيام كند در امانست و هر كه به مسجد درآيد در امانست و هر كه به خانه ابو سفيان درآيد در امانست . بدينسان پيغمبر خانهء ابو سفيانرا چون مسجد - الحرام پناهگاه كسان قرار داد . پس از فتح مكه بيشتر بنى اميه اسلام آوردند و در جنگهاى عقبكرد شركت داشتند ، بدوران خلفا گروهى از آنها بسوى شام رفتند از جمله يزيد بن ابى سفيان بود كه ابو بكر فرماندهى يكى از چهار سپاه شام را به عهده او نهاد . عمر نيز حكومت
معاويه در شام
دمشق را به دو داد و حكمرانى قسمتى از شام را به برادرش معاويه داد . وقتى يزيد بن ابى سفيان درگذشت عمر حكومت ويرا بقلمرو معاويه پيوست . وقتى عثمان بخلافت رسيد حكومت همه شام را به دو داد . بوقت كشته شدن عثمان معاويه همچنان فرمانرواى شام بود وقتى مهاجر و انصار در مدينه با على بيعت كردند ، معاويه از اطاعت وى امتناع ورزيد و او را متهم كرد كه دربارهء عثمان سستى كرده و قاتلان وى را بسپاه خود راه داده و از قصاصشان چشم پوشيده است . مردم شام نيز با معاويه به خونخواهى عثمان و جنگ على بيعت كردند .
بدينسان اختلاف و جنگ ميان مردم عراق و شام رخ داد ، و خانواده عبد شمس كه در نتيجهء ظهور اسلام رياست دوران جاهليت را از دست داده بود كوشيد تا رياست اسلام را بدست آورد .
خلافت حسن بن على ( ع )
معاويه خلافترا به زور شمشير و خدعه و سياست بدست آورد . وقتى على از جهان درگذشت مسلمانان حسن فرزند او را بخلافت بر - داشتند ولى حسن با معاويه مقاومت نتوانست كرد و خلافت را به وى گذاشت . بگفتهء يعقوبى چون حسن نيروى مقاومت با سپاه معاويه نداشت بموجب پيمانى خلافت را به دو واگذاشت به شرط آنكه پس از وى كار بشورى واگذار شود و مسلمانان هر كه را خواستند بخلافت انتخاب كنند . بدينسان معاويه پس از وفات على و چند ماه خلافت حسن