تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ الإسلام ( تاريخ سياسى اسلام ) ( فارسى ) — صفحة 270

مساهمون:

ص٢٧٠
بگشود . كريون آخرين قلعهء استوارى بود كه در راه از بابليون تا اسكندريه وجود داشت . تيودور سردار رومى در اين قلعه حصارى شده بود و جنگى سخت درانداخت و همين كه شكست خورد فرار كرد و با بقيه سپاه خود رخت باسكندريه برد . در اين جنگ عبد الله بن عمرو بن عاص پيشرو سپاه مسلمانان بود و وردان آزاد شدهء عمرو پرچم را بدست داشت . اسكندريه باروئى سخت استوار داشت و روميان براى استحكام آن كوشيده بودند و از جانب روم نيز مدد بدان ميرسيد . بعلاوه سپاه نگهبان آن كمتر از پنجاه هزار كس نبود ، در صورتى كه سپاه عرب از دوازده هزار تجاوز نميكرد . محاصره اسكندريه چهار ماه طول كشيد . وقتى عمر از طول محاصره اسكندريه خبر يافت آشفته شد و نامه‌اى به عمرو نوشت و او را ملامت كرد ، عمرو وقتى نامه عمر را بخواند به عبادة بن صامت فرمان حمله داد و اسكندريه بدست او گشوده شد و روميان راه فرار گرفتند . گر چه اسكندريه به جنگ گشوده شد اما عمرو بن عاص با مردم آن معامله صلح كرد و آنها را مخير كرد كه اگر ميخواهند در اسكندريه بمانند و اگر نميخواهند بروند ، ميخواست رضايت مردم اسكندريه را جلب كرده باشد .

شرايط صلح

مقوقس شخصا با عربها دربارهء مصر پيمان صلح بست كه شرايط آن چنين بود اول اينكه هر كس جزيه به دو تعلق ميگيرد در سال دو دينار بپردازد . دوم آنكه يازده سال آرامش و صلح برقرار باشد . سوم آنكه در اينمدت عربها مواقع خود را حفظ كنند و بر ضد اسكندريه اقدامى نكنند . سپاهيان روم نيز در اينمدت از جنگ دست بكشند . چهارم آنكه مسلمانان متعرض كليساها نشوند و در كار مسيحيان دخالت نكنند . پنجم آنكه سپاه نگهبان اسكندريه با اموالى كه همراه دارد از آنشهر برود و هنگام حركت جزيه يك ماهه را بپردازد . ششم آنكه يهودان در اسكندريه باقى بمانند . هفتم آن كه سپاه روم در