بامپراطورى خود پيوستند و از غنائم جنگ ثروتى بىحساب اندوختند و با تملك گنجهاى ايران زندگانيشان قرين آسايش و رفاه شد . نفائس و اموالى كه در جنگ ايران نصيب عربها شد آنها را كه بزندگانى خشن و سادهء صحرانشينى خو گرفته بودند سخت متحير كرد .
بگفته مؤلف الفخرى يك عرب بدوى ياقوتى بدست آورد كه بهائى گزاف داشت ولى قيمت آن را نميدانست ، يكى كه از قيمت ياقوت خبر داشت آن را بهزار درهم خريد ، پس از آن بدوى از قيمت گزاف ياقوت آگهى يافت ، كسانش او را ملامت كردند كه چرا ياقوت را ارزان فروختى ؟ گفت اگر ميدانستم عددى بيش از هزار هست به كمتر آن نميدادم . بعضى از عربها طلا بدست ، ميگفتند : " كيست كه زرد را بگيرد و سفيد بدهد " مقصود از سفيد نقره بود كه گمان داشتند نقره بهتر از طلا است .
تأثير فتح عرب در ايران
ايرانيان از عربها به خوبى استقبال كردند زيرا به سبب تسلط عرب از ظلم حكام و خدمات سپاهى رهائى مييافتند بعلاوه از آزادى دينى بر خوردار ميشدند زيرا عربها با دين كسى كار نداشتند و پيروان دين زردشت و يهود و مسيح ميتوانستند با پرداخت جزيه مراسم دين خود را آزادانه بجا آورند . گروهى از ايرانيان بسبب سادگى تعليمات اسلام و مساواتى كه براى همه مقرر شده بود زود بدان گرويدند . صنعتگران و پيشهوران و طبقات متوسط و كشاورزان كه پيش از آن در فشار طبقه اشراف بودند با رغبت پيرو اسلام شدند زيرا در سايهء اسلام از آزادى و مساوات برخوردار ميشدند صرفنظر كردن از مذهب زردشت براى ايرانيان مشكل نبود زيرا بسبب ضعف دولت ساسانى نفوذ پيشوايان دينى سستى گرفته بود و نتوانسته بودند مردم را زير نفوذ تعليمات خود نگاهدارند .
بعدها بسبب ازدواج حسين بن على با شهربانو دختر يزدگرد آخرين پادشاه ساسانى تمايلات ايرانيان بسوى عرب متوجه شد كه فرزندان حسين را مظهر پادشاهان قديم خود