ميدانستند و بعلى بن ابى طالب علاقهاى بىنظير داشتند و مذهب شيعه در ايران به آسانى رواج يافت .
رفتار عرب با مردم ايران
رفتار عربها با مردم ايران معتدل بود و با كسانى كه باسلام نگرويدند ملايمت ميكردند ، در ايام معتصم عباسى ( 218 - 227 ه ) يكى از سرداران عرب فرمان داد تا يك امام جماعت را با مؤذن او تازيانه زدند بدين گناه كه يكى از معابد زردشتى را ويران كرده بودند و سنگهاى آن را در بناى مسجد به كار برده بودند . در قرن دهم ميلادى يعنى سه قرن پس از فتح ايران آتشكدههاى زردشتيان در عراق و فارس و كرمان و سيستان و خراسان و آذربايجان يعنى در سراسر ايران به پا بود و هيچيك از شهرهاى ايران از معابد زردشتى خالى نبود از اينجا ميتوان دريافت كه از ميان رفتن دين زردشت از فشار و اجبار فاتحان عرب نبوده زيرا پيروان زردشت تا اواخر دولت عباسى در ايران آزادى مذهبى داشتند بنا بر اين محقق است كه پيروان دين قديم بتدريج و از روى اختيار بدين اسلام گرويدهاند .
رواج اسلام در ايران
در اواسط قرن دوم هجرى پيدايش فرقهء اسماعيليه در ايران سبب شد كه اسلام با سرعتى بىنظير در آن سرزمين انتشار يابد عربها در مدتى كه بر ايران تسلط داشتند از هر ايرانى كه قدرت جنگ داشت پولى مختصر بعنوان جزيه ميگرفتند . جزيه مالياتى بود كه مسلمانان از پيروان دينهاى ديگر ميگرفتند و آنها كه جزيه ميدادند از خدمات لشگرى معاف بودند زيرا مسلمانان پيروان دينهاى ديگر را بجنگ نميبردند .
عربها زمين كشور مفتوح را ملك خود ميدانستند ولى در آن تصرف نميكردند زمين در اختيار كشاورزان بود و سهمى از غله آن را بعنوان خراج ميگرفتند زيرا نميخواستند بكشاورزى سرگرم شوند تا هر لحظه جنگى پيش آمد براى حركت بميدان جنگ آماده باشند و در مقابل