تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ الإسلام ( تاريخ سياسى اسلام ) ( فارسى ) — صفحة 227

مساهمون:

ص٢٢٧
داراى صفات وى باشد و بتواند مساوات ميان قبايل را رعايت كند وجود نداشت « 1 » احتمال ميرفت كه هر كس جانشين پيغمبر شود از تمايلات خود پيروى كند و كسان و نزديكان خويش را بر دوش مردم بار كند و كارها را بدست آنها سپارد بعلاوه ممكن بود وقتى خليفه از قبيله‌اى انتخاب ميشد قبيله وى اهميت پيدا كند و از اهميت قبايل ديگر كاسته شود و عدالت و مساوات از ميانه برخيزد .

منازعه بر سر خلافت

به همين جهت بود كه پس از وفات رسول قبايل و خاندانهاى مختلف در خلافت طمع بستند و ميخواستند آن را به خود تخصيص دهند . خصايص فطرى عرب و تعصبهاى جاهليت كه اسلام بر روى آن سرپوش كشيده بود آشكار شد . انصار از قريش و مهاجران بيم داشتند كه اگر خلافت به دست آنها بيفتد اهميت انصار كاسته شود ، انصار نيز از يكديگر مطمئن نبودند اوسيان از خزرجيان بيم داشتند و خزرجيان به اوسيان اعتماد نداشتند در مكه نيز حال بدين منوال بود و خاندانهاى قريش در اين كار با يكديگر رقابت ميكردند وقتى گروهى با ابو بكر بيعت كردند بنى هاشميان كه به پيغمبر نزديكتر بودند و خلافت را حق خود ميدانستند از اين كار دلگير شدند و على مدتها از بيعت او خوددارى كرد . ابو سفيان كه پيش از اسلام در ميان عرب مقامى مهم داشت وقتى ديد خلافت از خاندان عبد مناف بيرون مىرود خشمگين شد . ميخواست على را بر ضد ابو بكر بشوراند و عباس و على را ذليل و ناتوان ناميد و آنها را سرزنش كرد كه از مطالبه حق خود بازنشسته‌اند اما على با بو سفيان جوابى نيكو داد و بسخنان او اعتنائى نكرد .
هامش
( 1 ) - آيا اين گمان راست بود و آيا واقعا در ميان ياران پيغمبر كسى كه بتواند روش او را پيروى كند وجود نداشت ؟ كسى كه از انصاف بىبهره و از تاريخ اسلام بىاطلاع نباشد نميتواند چنين سخنى را باور كند . م