تسليم شدند اين كار از روى رضا و اختيار انجام شد و گرنه از پيغمبر بيم و طمعى نداشتند زيرا غالب آنها بيشتر از پيغمبر سپاه و مال و سلاح داشتند ، بدينسان همه قبايل عرب بسبب آيات و معجزاتى كه از محمد ديدند يكايك ايمان آوردند . طايفه اوس و خزرج پيش از قبايل ديگر ايمان آوردند . در آنوقت پيغمبر از مكه فرارى بود كه مكيان او را از شهر خود بيرون كرده بودند زيرا فقير بود و مال نداشت و يتيم بود و پدر و برادر نداشت ، امى بود و خواندن نميدانست . در سرزمينى كه مردمش جاهل بودند پرورش يافته بود و گوسفندان كسان خود را با دستمزد كمى ميچرانيد ، خداوند او را بىمعلم ، حكمت آموخت و از شرّ كسانى كه ميخواستند او را بكشند حفظ كرد . "
گفتار ولزوموير
ولز گويد : " اسلام در آغاز كار از پيچيدگيهاى لاهوتى كه مدتها مايه دردسر مسيحيت شده بود و بالاخره حقيقت آن را از ميان برد بر كنار بود .
اسلام كاهن ندارد بلكه گروهى دانشمند و معلم و واعظ دارد و روح رافت و سخاوت و اخوت در آن نافذ است . بعلاوه روح جوانمردى كه زائيدهء محيط صحراست در آن نمايان است اينصفت در مسلمانان نفوذ كرد زيرا فطرتشان با آن منافات نداشت .
تأثير محمد در قوم عرب در اين سخن كه سر ويليام موير در كتاب " زندگانى محمد " ياد كرده خلاصه مىشود : " دين محمد آسان بود و سخنانش واضح . اعمالى كه انجام داده عقل را مبهوت مىكند . در تاريخ جهان مصلحى نبوده كه مانند محمد در مدتى كوتاه دلها را بيدار و اخلاق را تجديد و بناى فضيلت را استوار كرده باشد . "