امّا در جايى كه سكون به دليل وقف عارض مىشود ؛ مانند
نَسْتَعِينُ
( فاتحه ، آيهء 5 ) ؛
كارِهُونَ
( توبه ، آيهء 48 ) و
أَنْصارٍ
( بقره ، آيهء 270 ) رأى سخاوى را اختيار كردهام .
مدّ عارض : مانند
قِيلَ لَهُمْ
( بقره ، آيهء 11 ) ،
يَقُولُ رَبَّنا
( بقره ، آيهء 200 ) ،
وَ قالَ رَبُّكُمُ
( غافر ، آيهء 60 ) در قرائت آنهايى كه به صورت مد غم خواندهاند « 1 » ، مدّ آن به ميزان مدّ ، توسط و قصر است . اگر گفته شود : در
الم اللَّهُ
« 2 » ( آل عمران ، آيهء 1 ، 2 ) با اين كه ميم « 3 » ادغام شده است ، چرا مراتب سهگانه [ مدّ ، توسط و قصر ] جارى نشده است ؟ مىگويم : زيرا ميم در اين جا داراى هجاء لازم [ سكون لازم ] است ، در نتيجه ادغام آن در حرف مثل خودش واجب است . ولى در آن جا سكون عارضى است و ادغام آن غير واجب است و بر سكونى كه هنگام وقف پديد مىآيد ، حمل شده است .
سبب سوم - سكون :
بر دو قسم است : لازم و عارض .
سكون لازم : عبارت است از آن چه كه در آغاز سورهها به صورت سه حرفى ( حروف مقطعه ) آمده است « 4 » . در حالى كه وسط آنها حرف « مدّولين » است ؛ مانند « لام » ، « ميم » ، « كاف » ، « صاد » ، « قاف » و « نون » و آن چه جارى مجراى آن است ، مانند « و محياى » ( انعام ، آيه 162 ) در قرائت كسانى كه آخر آن را به سكون خواندهاند « 5 » .
سكون عارض : سكونى است كه هنگام وقف عارض مىشود ؛ مانند مثالهايى كه قبلا زده شد . [ مدّ سكون عارضى ] را مىتوان به مدّ ، توسط و قصر خواند ؛ زيرا سكون آن هنگام وقف عارض مىگردد .
اگر كسى بگويد : در جايى كه سكون [ عارضى ] بوده و قبل از آن يكى از دو حرف
هامش
( 1 ) يعنى با ساكن كردن لام در « قيل » ، « يقول » و « قال » .
( 2 ) در نسخهء « ط » و مانند آن آمده است .
( 3 ) منظور ادغام ميم ( در حرف مقطعهء لام ) در ميم است . م .
( 4 ) ابراز المعانى ، ص 122 .
( 5 ) قرّاء عشره - به جز نافع و ابو جعفر - « و محياى » را به فتح ياء خواندهاند . نافع و ابو جعفر با سكون ياء خواندهاند . ر . ك : السبعه ، ص 347 ؛ الكشف ، ج 1 ، ص 459 ؛ النّشر ، ج 1 ، ص 267 .