آن را به قصر نيز خواندهاند و آن حذف مدّ اضافى است « 1 » .
سبب دوم - تشديد :
مدّى كه سبب آن تشديد است بر دو قسم است : لازم و عارض .
مدّ لازم : مدّ آن بدون هيچ اختلافى واجب است ؛ مانند
دَابَّةٍ
( بقره ، آيهء 164 ) ؛ نيز ؛
أَ تُحاجُّونِّي
( انعام ، آيهء 80 ) ، و
هاتَيْنِ
( قصص ، آيهء 27 ) در قرائت كسانى كه آن را مشدّد خواندهاند « 2 » .
« اهل اداء » در مقدار مدّ آن اختلاف دارند « 3 » . عدهاى مىگويند : كمتر از مدّ همزه است « 4 » ؛ يعنى به اندازهء مدّ همزه در قرائت عاصم ، نه قرائت حمزه . اين رأى را ابو الحسن سخاوى اختيار كرده است . ديگران آن را طولانىتر از مدّ همزه مىدانند ، [ اين نظر مكّى و غير او است . برخى ديگر مىگويند : مدّ آن به اندازهء مدّ همزه است ] « 5 » و اين را عثمان بن سعيد ( ابو عمرو دانى ) اختيار كرده است و ظاهر كلام بسيارى از مؤلفان كتب قرائات است .
من مىگويم همهء اين اقوال خوب است ، امّا آن چه من اختيار كردهام ، مفصّل است :
در مواردى ؛ مانند « اتحاجّونّى » و « هاتين » نظر ابو عمرو دانى را ، و در جايى كه سكون ، لازم غير مشدّد است ؛ مانند « نون » ، « ميم » ، « سين » و « لام » در ابتداى سورهها ، نظر مكّى را برگزيدهام .
هامش
( 1 ) براى تفصيل بيشتر در اين زمينه ر . ك : شرح الشيخ زكريا ، ص 55 .
( 2 ) منظور از مشدّد در اين جا تشديد « اتحاجّونّى » در غير قرائت نافع و ابن عامر است ؛ زيرا اين دو با تخفيف نون قرائت كردهاند ، ولى بقيه با تشديد خواندهاند . پس در تلفظ آن ، دو حرف مدّى است كه پس از آنها مشدّد است ( السبعه ، ص 261 و الكشف ، ج 1 ، ص 436 ) .
امّا در « هاتين » ابن كثير آن را با تشديد نون قرائت كرده است كه استشهاد به آن در اين مورد صحيح نيست . امّا اگر « هذان » يا « اللذان » را كه در قرائت ابن كثير با تشديد نون خواندهاند ، ذكر مىكرد ، براى استشهاد مناسب بود . ( السبعه ، ص 229 ، الكشف ، ج 1 ، ص 381 و النّشر ، ج 2 ، ص 248 ) .
( 3 ) ابراز المعانى ، ص 121 .
( 4 ) كمتر از بالاترين مرتبه مدّ متّصل است ، يعنى به اندازهء فوق توسط ( النّشر ، ج 1 ، ص 318 ) . م .
( 5 ) مطالب داخل قلّاب در نسخهء « ط » آمده است ، در حالى كه از نسخههاى « س و د » ساقط شده است .