از القاب و صفات حروف سخن گفتيم ، اكنون از مخارج حروف به اجمال ، و از يكايك حروف به تفصيل بحث مىكنيم .
هامش
آنها تحقيق كردهاند ، اتفاق نظر دارند كه زبانهاى سامى از جهت آوايى در اين زمينهها از هم متمايز مىشوند . آواهاى حلقى ( ء ، ع ، ح ، ه ، غ ، خ ) ؛ آواهاى اطباقى ( ص ، ض ، ط ، ظ ، ق ، غ ، خ ) و آواهاى ميان دندانى ( ذ ، ث ، ظ ) . امّا باز اتفاق نظر دارند كه بسيارى از اين آواها يا برخى از آنها در زبانهاى سامى از بين رفته است ، مانند حاء كه در عبرى و آرامى به خاء تبديل شده ، و هاء ، حاء ، عين و غين كه در زبان بابلى آشورى متروك مانده است .
« برو كلمان » مىگويد : همزه يكى از حروف اصلى كلمات سه حرفى است و در بسيارى از زبانهاى سامى بعد از حرف متحرك ، تحقيق شده مىآيد ، مانند « رأس » و « بئر » ، ولى در زبان بابلى آشورى اين همزه دائما حذف شده و به جاى آن حرف مدّيى كه با حركت ماقبلش مناسب باشد ، مىنشيند .
دكتر محمود حجازى مىگويد : آواهاى حلقى و مطبقه ، مانند ديگر علايم آوايى متمايز ، در زبانهاى اروپايى وجود ندارد اما بعضى از آنها مانند همزه به نحوى در برخى از زبانها مثل آلمانى شنيده مىشود ، در حالى كه ويژگى آوايى متمايز و مستقلى ندارد .
در زبانهاى حبشى ، عبرى ، آرامى و آشورى بابلى دو آواى اطباقى ضاد و ظاء براى همگونى با صاد ، به صاد تبديل شده است . از آواهاى اطباقى ، « صاد ، ضاد و قاف » در زبانهاى سامى باقى مانده است . [ ظاهرا منظور دكتر حجازى حروف « طبقيه نرمكامى » است كه قاف هم جزو آنهاست .
حروف نرمكامى حروفى هستند كه در تلفظ آنها نرمكام دخالت دارد . م . ] .
دكتر حسن ظاظا يادآورى مىكند كه ظاء از آواهاى مستحدثهء عربى است كه از صاد گرفته شده است و ضاد ، آواى اختصاصى عربى فصيح است .
در زبانهاى سامى ذال به دال يا زاى و ثاء به شين ، تاء و يا سين تبديل شده است ( مانند اين تغييرات در زبان عاميانهء عربى نيز به وجود آمده است ) . اقوالى از اين دست ، صحت بسيارى از گفتههاى علماى گذشته را تأييد مىكند . البته اين موضوع به گفتارى طولانى نياز دارد كه اين مقام ، گنجايش آن را ندارد .
در زمينهء مطالبى كه گذشت ر . ك : بروكلمان ، فقه اللغات الساميه ، ص 41 ، 48 ، 49 ؛ دكتر حسن ظاظا ، السّاميّون و لغاتهم ، ص 17 - 19 و دكتر محمود حجازى ، أسس علم العربيه ، ص 142 .