و محاذى صداست از : حلق ، دهان ، زبان و لبها ، مخرج نام گرفته است « 1 » . به اين دليل تفاوت صداها به اختلاف مخارج و صفات مربوط است . تفاوت ، همان خاصيت حكمت الهى است كه در ما به وديعت نهاده است تا با آن تفاوت ، تفاهم به وجود آيد . اگر چنين نبود صداى انسان همانند صداى حيوانات مخرج واحد و صفت واحدى داشت و قابل تمايز و مفهوم نبود . پس با اختلاف آواها ، كلام انسانها معلوم شده و با اتفاق آنها معدوم مىشود « 2 » .
نقاط اشتراك و افتراق حروف عربى و غير عربى
كاربرد حروف بيست و نه گانه در زبان عربى و ساير زبانها مشترك است ، جز ظاء كه ويژهء زبان عربى است . گفتهاند : حاء نيز ويژهء زبان عربى است . اصمعى مىگويد : در زبانهاى رومى و فارسى حرف ثاء و در سريانى ذال وجود ندارد . همچنين شش حرف است كه به دليل كثرت استعمال ويژهء زبان عربى است و در ساير زبانها كاربرد كمى دارد و در زبانهاى بسيارى يافت نمىشود . آنها عبارتاند از : عين ، صاد ، ضاد ، قاف ، ظاء ، ثاء . همچنين عرب همزه را در وسط و دو طرف كلمه به كار برده است ، در حالى كه در ديگر زبانها آن را جز در ابتداى كلمات استعمال نكردهاند . در زمينهء تنوين اختلافى بين زبانها نيست « 3 » .
هامش
( 1 ) . ر . ك : سرّ الصناعه ، ص 6 . آواشناسان به اصطلاحات قدما ايراد گرفتهاند ؛ زيرا حرف ، نشانهء نوشتارى است ، نه نشانهء آواى شنيده شده ، البته بحث و نزاع بر سر اصطلاح نيست ( دكتر ابراهيم انيس ، ص 81 ) .
( 2 ) . اين فصل را « مكّى » از « مازنى » نقل كرده است ( الرعايه ، ص 117 ) .
( 3 ) . اين ملاحظات در تأليفات علماى بزرگ زبان عربى ديده مىشود ، از جمله در : الجمهره ، ج 1 ، ص 4 ؛ سر الصناعه ، ص 222 ، 232 و الصاحبى ، ص 100 .
اين احكام تا جايى صحيح شمرده مىشود كه گفتار زبانشناسان قديم را بر زبانهايى حمل كنيم كه در زمان آنها رايج بوده است ، ولى تمام زبانهاى بشرى آنها نيستند . پژوهشهاى جديد ، بسيارى از آن چه را كه گفتهاند تأييد مىكند . پژوهش گرانى كه در زمينهء زبانهاى سامى و مقايسهء