نزديك پل نهروان پناهنده شده بودند فرستاده امان داد تا برگشتند ، و چون ترسيده بودند پخش نشدند و چهارصد تن [ 1 ] از ايشان به دار الفيل آمدند . روز دوشنبه بيست و پنجم ذى حجه ، ابن رائق سپاهيان پيادهء خود را به دار الفيل فرستاده ، شمشير در ميان ديلميان پناهنده نهاده همه را كشتند * جز يكى بنام خذا كرد كه خود را به مردن زده بود در ميان كشتگان او را با لاشهء گروهى در جوالها كرده به رود دجله انداختند و او تا دراز مدتى زنده ماند . ابن رائق ده و اندى از سران ديلم را به سرهنگى گمارده بود ، همه را به خانه فاتك فرستاده دستور داد همه را دست بسته گردن زدند . گروهى از ديلميان گريزان به سوى خراسان رفتند و چون از پل نهروان گذشتند ، شب در يك خانه خفته بودند ، كه سقف بر ايشان فرو ريخته ، بيشترشان را بكشت .
روز سهشنبه 26 ذى حجه ، متقى للّه ابن رائق را فرمان « امير الامرائى » داده ، خلعت پوشانيده ، دست بند و گردن بند جواهر نشان بسته ، پرچمى برايش بگشود .
پس ابو جعفر كرخى را كه وزارتش پنجاه و سه روز بود خانهنشين كرد و كارها را بىنام وزارت به ابو عبد اللّه احمد بن على كوفى داد كه دبير ابو بكر بن رائق بود . ابو اسحاق قراريطى را نيز آزاد كردند و به خانه فرستادند و كورنكيج را گرفته به دار السلطان بردند .
سال سيصد و سىام آغاز شد :
ابن رائق از بريديان ناخشنود شد ، زيرا كه ماليات واسط و بصره را نفرستادند ، پس روز سه شنبه دهم محرم ابن رائق به سوى واسط سرازير شده
هامش
[ ( 1 - ) ]M: كشتار گروهى ديلمان پس از پناه دادن ، و دست بسته كشتن سرداران ، در حين انجام وظيفه ، نمايانگر گوشهاى از كشاكش ساميان عرب شده با ايرانيان ، در سدهء چهارم است ، كه هر يك مىخواست ، خليفه را زير بال رهبرى خود گيرد ، و خليفه به همنژادان خود ، كه توان عرب شدن بيش از رقيب خود مىداشتند ، گرايش داشت . او هميشه ايشان را بر ايرانيان عجم ! كه حنجرهشان آمادگى كمتر براى لهجهء عربى مىداشت ، ترجيح مىداد .