تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تجارب الأمم ( فارسى ) — صفحة 46

مساهمون:

ص٤٦
ديگر جا ندارد . ابو احمد مىگويد : قراريطى آهسته به من كه پهلويش بودم گفت : اگر كار به من واگذار شود ، مىتوانم به اندازهء پرداخت مواجب سپاهيان ماليات بگيرم و براى دولت نيز پس‌انداز بكنم . من اين سخن او را براى بو الفرج دبير كورنكيج نقل كردم او درخواست ديدار تنهائى كرد ، من نيز فردايش او را بردم ، پس وى گفتهء خود را تكرار كرده راه‌هائى براى گردآورى ماليات نشان داد . ابو الفرج سخنان او را به كورنكيج رسانيد ، كه على بن عيسى و برادرش افلاس نمائى مىكنند ، و قراريطى حاضر است كار را گونه‌اى انجام دهد كه كار جيرهء سپاه به راه افتد و روند كار مختل نماند . كورنكيج خوشحال شده دستور احضار وى را داد ، شبانه او را آورده ، با دبيرش به تنهائى نشسته به او اطمينان دادند * كه هر چه لازم داشته باشد انجام دهند ، پس در همان مجلس كار را به دو سپرده و به آگاهى متقى للّه رسانيدند . « اصبهان ديلمى » از سوى ابو شجاع كورنكيج مأمور جنگ با بريدى شد و به سوى واسط پائين رفت . ابو يوسف [ و بريديان ] پيش از او از بصره به سوى واسط بالا آمده بودند ، پس چون شنيدند كه « اصبهان ديلمى » از بغداد به واسط پائين مىآيد ، بريديان به سوى بصره بازگشتند . « ابن سنجلا » و دلال سلف فروش [ 1 ] او على بن يعقوب از پنهان گاه خود بيرون آمده به خانهء وزير ابو اسحاق قراريطى رفتند كه سلام گذارند ، ولى او ايشان را پيش از رسيدن بازداشت كرده به دار السلطان فرستاده يادداشتى براى متقى نوشت و دستور حبس ايشان را داد ، پس براى يكصد و پنجاه هزار دينار مصادرت ، آويخته شده ، كتك‌ها خوردند و رنجها كشيدند . نيز در اين سال ، محمد بن رائق پس از شنيدن خبر قتل بجكم از شام روانهء مدينة السلام [ بغداد ] شد .
هامش
[ ( 1 - ) ]M: متن : و ظهر ابن سنجلا و سلفه [ با فتح سين و كسر لام ] . . .