در اين سال نيز « ابزاعجى » [ 1 ] را از فرماندهى پليس بغداد برداشتند . او دستگير و سيصد هزار درم مصادره شد . بجاى او تكينك كه نقيب تركان بود عهدهدار شرطهء بغداد شد . پيش از عزل ، به ابزاعجى پيشنهاد شده بود كه چهل هزار درم بدهد و بر سر پليس بماند ، به او وعدهء اقطاع نيز داده شده بود ولى او نپذيرفت .
اشتباه ابزاعجى كه بيچارگى سبك او را سنگينتر كرد :
ابزاعجى با ابو على خازن رفت و آمد داشت با وى مشورت مىكرد ، ابو على نيز به او پند مىداد . مثلا به او سفارش كرده بود كه : مبادا به پرداختن زوركى تن دهى ، يا بدهكارى را بپذيرى ، زيرا كه نرمش طمع ديگران را بر تو برمىانگيزد ، يا رسمى را بر تو پايدار مىسازد . و اگر نپذيرى ، طمع از تو بريده مىشود . او اين پند را به كار بست ، ولى موجب بيچارگى او شد . در صورتى كه ابو على جز نيكى براى او نخواسته بود . آرى او مانند هر انسان اشتباه كرد . پس از آنكه پول را از وى گرفتند و خانهنشين شد ، دوباره او را گرفتند و تحويل تكينك دادند . او با فشار دويست و پنجاه هزار ديگر نيز از وى بستد [ 2 ] .
در اين سال ركن الدوله بى زد و خورد وارد گرگان شد ، ابو على بن محتاج نيز با او بود ، وشمگير گريخته به خراسان شد .
نيز در اين سال در مكه و حجاز براى ركن الدوله و معز الدوله و بختيار و بعد از ايشان براى ابن طغج [ 3 ] خطبه خوانده شد و اين پس از زد و خوردى بود كه ميان ياران معز الدوله و مصريان رخ داد . امير الحاج مكه ، از سوى سلطان ، امسال ابو على بن
هامش
[ ( - ) ] ديلمى معز الدوله بودند ( خ 6 : 216 ) او براى دفاع از بصره در برابر يورش يوسف بن وجيه فرمانرواى عمان بدانجا رفته بود ( خ 6 : 151 / 192 ) .
[ ( 1 - ) ]M: اين نام در كامل ابن اثير « ابرعاجى » و نام جانشين او بكبيك نقيب تركان آمده است .
[ ( 2 - ) ]M: در خ 6 : 215 خواهيم ديد كه ابزاعجى را به فرماندهى پليس واسط مىگمارند .
[ ( 3 - ) ]M: ابو بكر محمد بن طغج اخشيد - 5 : 553 .