محمد بن عبيد اللّه بود كه پسرش جلو رويش در جنگهاى ياد شدهء مكه كشته شد .
سال سيصد و چهل و چهارم آغاز شد * .
در اين سال معز الدوله مقام رياست و امير الامرائى را به فرزندش ابو منصور بختيار واگذار كرد و آن در محرم بود و سبب آن بيمارى بود به نام فريانسمس [ 1 ] كه بر او عارض شد ، و آن ادامهء نعوظ پى در پى نركى است همراه با درد سخت .
معز الدوله كه خود در بيماريهايش بىتاب و پر ناله بود ناگزير وصيتنامه نوشت و مقام امير الامرائى را چنان كه گفتم به پسرش واگذاشت .
در اين سال گزارشى نادرست از مرگ معز الدوله ، به عمران شاهين رسيد . او به عادت خود ، به كاروانى بزرگ كه از اهواز به راه او مىگذاشت دستدرازى كرد . [ 2 ] دارائى معز الدوله در اين كاروان ، يكصد هزار دينار و چندين برابر آن ، از آن بازرگانان مىبود عمران همه را ربوده مزعيل ناخداى معز الدوله را كه كالاها را مىبرد آنقدر زد كه له شد و زمينگير گرديد . معز الدوله نامهاى همراه ابو الحسين كوكبى [ 3 ] نقيب طالبيان براى او فرستاد . او اموال معز الدوله را پس داد ولى اموال بازرگانان از ميان رفت ، آشتى [ 4 ] بشكست و ترس بازگشت .
هامش
[ ( 1 - ) ]M: بيمارى معز الدوله در سال 350 « شاشبندى » ياد شده است - خ 6 : 241 . ابن اثير گويد : اين بيمارى در ماه ذى قعدهء 343 ه - . به دو دست داده بود .
[ ( 2 - ) ]M: فرمانرواى خودگردان نبطى مردابهاى جنوب ( - خ 6 : 160 ) .
[ ( 3 - ) ] احمد بن على ابو جعفر محمد كوكبى از نوادگان محمد ارقط بن عبد اللّه باهر بن على زين العابدين است صاحب « عمدة الطالب » گويد او نقيب النقباى بغداد در روزگار معز الدوله بود . در كتاب « الافادة فى تاريخ الائمة السادة » تأليف ابو غالب يحيا بن حسين بطحانى علوى م 422 آمده است كه او خودخواه و زورگو بود ، علويان از وى به معز الدوله شكايت بردند كه بد معاملگى و سوء استفاده مكرر دارد . معز الدوله گفت او را عزل كردم شما خود كسى را برگزينيد ، علويان به ابو عبد اللّه ابن داعى رضايت دادند .M II: شايد محمد ابن حسن زيدى طبرستانى ( پانوشت خ 6 : 114 ) باشد كه در 353 ه - . در طبرستان قيام كرد و در 360 درگذشت . براى « الافادة » ن . ك : « هدية العارفين 2 : 518 . »
[ ( 4 - ) ]M: آشتى سال 340 ه - . ( خ 6 : 189 ) شكسته شد .