گزارش پيشگيرى بجكم از پيشرفت كار بالبا :
* بجكم غلام خود « بوستكين » و پردهدار خود « عدل » را همراه يك گردان ، داراى پيرامن چهارصد سپاهى ، به انبار فرستاد ، ايشان همان روز هنگام عصر به انبار رسيدند و سحرگاه همان شب به « هيت » رفته از آنجا چند رهنما گرفته ، از راه بيابان پنج روزه به « رحبه » رسيدند و از دو دروازه به شهر درآمدند . ايشان اين نقشه را به دستور بجكم پياده كردند . بالبا هنگامى آگاه شد كه بر سفره خوراك مىخورد ، او برجسته به بام رفت و نزديك جولاهه پنهان شد و در آنجا دستگير شده او را به انبار و از آنجا به بغداد برده بر يك نقنق [ 1 ] صليب كشيده ، بر پشت شتر سوار و انگشتنما كردند ، سپس به فراموشى سپرده شد و گويند بجكم او را زهرخور كرد [ 2 ] .
سال سيصد و بيست و هشتم آغاز شد .
در اين سال بجكم ، ساره [ 3 ] دختر وزير ابو عبد اللّه احمد بن محمد بريدى را به همسرى گرفت ، و در پيشگاه راضى ، كابين او را دويست هزار درم نهادند .
ابو جعفر بن شيرزاد [ دبير بجكم ] به سختگيرى بر بوميان و افزودن مساحت مالياتىشان پرداخته ، آن را با گرانى نرخها توجيه مىنمود . او ايشان را به تجديد بخش بندى و قيمت گذارى و پرداخت ماليات به نقد ، و پيش فروشى كشت ، وادار كرد [ 4 ] و ستم را آشكار نمود .
هامش
[ ( 1 ) ] . نقنق شتر مرغ ( منتهى الارب ) چوبى نيز بوده است كه اسيران بزرگ را بر آن بسته بالاى شتر يا فيل نهاده ، براى انگشتنما كردن در شهر مىچرخانيدند . ن . ك : خ 5 : 104 .
[ ( 2 ) ] . نگارندهء تكمله گويد : در اين سال بجكم يكى از سرداران خود به نام ابراهيم بن احمد ، برادر نصر بن احمد فرمانرواى خراسان بود كه بجكم او را در اين سال به فرماندهى پليس بغداد بگمارد .
[ ( 3 ) ] . در تاريخ اسلام : « شاره » ديده مىشود .
[ ( 4 ) ] .M. متن : و اشتد . . . في معاملة التناء و زاد في المساحة . . . و طالبهم بالتربيع و التسعير و السلف . . .