گنجيده و پندار غلطى كه بىتامل در انديشه او آمده بود بايد هر كس كفشى بپاىدارد يا پيراهنى بر تن يا عصائى در دست تا برسد بملك و درخت و زمين و ده بايد شاهدى با جميع شرائط داشته باشد و گرنه امام مسلمين حق دارد مردم را از خانه خود بيرون كند و املاك از مسلمانان بستاند و مزارعى را از تصرف مالكان در آورد بلكه ميتواند اثاث و فرش و جواهر مانند انگشترى و گردن بند را از مردان و زنان بربايد اگر شاهد بر مالكيت آوردند به آنها بدهد و اگر شاهد نياوردند خود تصرف كند و هميشه شاهدان اين امور از جهان رفتهاند و اين غير انكار اصل مالكيت است زيرا كه بر انكار مالكيت اگر كسى شاهد هم بر مالكيت بياورد به او نبايد داد . بارى عمل ابو بكر دلالت بر آن مىكند كه او معصوم نبود كه از متصرف گواه خواست آنگاه شهادت على و ام ايمن را رد كرد و خود بفضل ام ايمن قائل بود روزى ابو بكر با عمر گفت بيا تا به زيارت ام ايمن رويم چنان كه پيغمبر به زيارت او رفت و از آن تبرك ميخواستند و از صحاح نقل كردند .
آنگاه چون زوجات پيغمبر صلّى اللّه عليه و آله ادعاى حجرات خويش كردند بدانها داد و آن را صدقه قرار نداد و چنان اين عمل وى زبان زد مردمان گشت و باصطلاح امروز آن را نقطه ضعف ابو بكر شمردند كه عمر بن عبد العزيز فدك را بخاندان بازگردانيد چون ميخواست عادل باشد و تفاصيل اين امور در كتب بتفصيل مذكور است و حاجت بتكرار نيست .
و أوصت أن لا يصلّى عليها أبو بكر فدفنت ليلا .
حضرت فاطمه سلام اللّه عليها وصيت كرد ابو بكر بر او نماز نخواند و شبانه به خاك سپرده شد و تربتش تا امروز مخفى است چون روز اول آن را پنهان كردند و اين قضايا مشهور است و در همه كتب مذكور انكار آن نظير انكار حجة الوداع و غزوه بدر و احد و رحلت پيغمبر و غير ذلك و تفصيل آن در كتب امامت هست و ما ميدانيم كه حفظ مكان قبور ائمه و امثال آنها شيوه مسلمانان بوده و هست و اگر حضرت فاطمه زهرا روحى فداها را
كشف المراد شرح تجريد الإعتقاد ( فارسى ) — صفحة 525
مساهمون: العلامة الحلي
ص٥٢٥