خاصى نيست و نيز پس از رحلت فاطمه سلام اللّه عليها امير المؤمنين على عليه السّلام و عباس اثاثى چند از بازمانده اموال پيغمبر صلّى اللّه عليه و آله خواستند و ابو بكر حكم براى امير المؤمنين عليه السّلام كرد و از اين جهت ما گوئيم پسر عم ابوينى مقدم است بر عم پدرى و اگر اموال پيغمبران بميراث نميرسيد على عليه السّلام ادعاى آن مال نميكرد . و نيز زنان پيغمبر صلّى اللّه عليه و آله دعوى حجرات خويش ميكردند بميراث و اگر درست نبود طلب نميكردند .
و منع فاطمة عليها السّلام فدك مع ادّعاء النّحلة لها و شهد على و أمّ أيمن و صدّق الأزواج في ادّعاء الحجرة لهن و لهذا ردّها عمر ابن عبد العزيز .
دليل ديگر بر اينكه ابو بكر معصوم از خطا و گناه نبود آنكه فاطمه سلام اللّه عليها را از فدك منع كرد و ادعاى او را نپذيرفت ، توضيح آنكه فدك از املاك فاطمه سلام اللّه عليها بود كه پيغمبر صلّى اللّه عليه و آله و سلّم آن را بفاطمه بخشيد و فدك از زمينهائى بود كه « لم يوجف عليها بخيل و لا ركاب » و هرگاه زمينى را لشكريان فتح نكنند و خود تسليم شوند ملك خاص امام است مانند ساير انفال و آن را امام بهر كس خواهد مىبخشد يا در ملك خود نگاه ميدارد .
ابو بكر پس از آنكه خليفه شد فرستاد و فدك را تصرف كرد و چون شنيد حضرت فاطمه زهرا ناراضى است و تفرس مخالفت او كرد اين حديث را خواند كه پيغمبران ارث نميگذارند و چنان مىپنداشت كه فاطمه سلام اللّه عليها آن را بوجه ارث مطالبه مىكند و جواب او به آن حديثى كه وى اظهار كرده بود داده مىشود و نادانسته اين حديث از دهانش جارى شد و اگر ميدانست مطلب چيز ديگر است هرگز خود را بدان حديث آلوده نميكرد تا پيروان خود را بتكلف اندازد . فاطمه عليها السّلام فرمود با آنكه آن سخن تو كه پيمبران ارث نميگذارند صحيح نيست فدك از آن من بود و در تصرف من و پيغمبر به من بخشيده و قاعده قضائى در اين گونه املاك آن است كه متصرف در ملك به ظاهر يد مالك آنست و آنكه ميخواهد كسى را از ملك خود بيرون كند بايد حجت آورد و اگر در قضا اين حكم نباشد معيشت مردم باطل مىشود زيرا كه بنابر احتمالى كه در ذهن ابو بكر
كشف المراد شرح تجريد الإعتقاد ( فارسى ) — صفحة 524
مساهمون: العلامة الحلي
ص٥٢٤