و عقاب و سراى آخرت و بقاى روح باشد و با آنكه خود اين مسأله از اهم مسائل است و دانستن آن فضل بزرگى است ، در آن لطفى است براى مكلّفان در عمل به احكام شريعت :
[ قول براهمه كه پيغمبر لازم نيست ]
و شبهة البراهمة باطلة بما تقدّم .
براهمه دانشمندان و بزرگان هندند به بعثت پيغمبران اعتقاد ندارند و شايد همه بتپرستان بر اين عقيده باشند گويند اگر پيغمبران چيزى موافق عقل آوردند عقلا از آنها بىنيازند و اگر مخالف عقل آورند نبايد پذيرفت . جواب آن است كه اگر موافق عقل آورند تأييد عقل مىكند و لطف است و اگر عقل در آن حكم نكند يعنى راه بدان نداشته باشد شرع تأسيس حكم مىكند .
و هي واجبة لاشتمالها على اللّطف في التّكاليف العقليّة .
مسأله دويم - بعثت پيغمبران واجب است چون لطف است در واجبات عقليه و لطف واجب است ، اين مذهب معتزله است و بيان آن گذشت .
[ معصوم بودن پيغمبران ]
و يجب في النّبي العصمة ليحصل الوثوق فيحصل الغرض و لوجوب متابعته و ضدها و الإنكار عليه .
مسأله سيم - عصمت پيغمبران در آن اختلاف كردند معتزله گفتند گناه بر پيغمبران روا نيست مگر گناهان صغيره بسهو يا بتأويل جائز است و معنى تأويل آن است بخطا آن را گناه نداند و گفتند چون ثواب انبيا بسيار است اندكى گناه صغيره بدان همه ثواب فانى و مضمحل مىشود و اشاعره غير كفر و دروغ را از آنها ممكن ميدانند كبيره يا صغيره و امام فخر رازى صدور كبائر را جائز ندانسته است و در مواقف گويد اشاعره جائز ندانستند سمعا نه عقلا چون آنها بحسن و قبح عقلى معتقد نيستند .
و اماميه گفتند از هر گناه معصومند كبيره و صغيره ، از كذب معصومند چون اگر احتمال