تخطي إلى المحتوى الرئيسي

كشف المراد شرح تجريد الإعتقاد ( فارسى ) — صفحة 483

مساهمون:

ص٤٨٣
با آنكه حكمت الهى در اجتماع انسان بر الفت است و همرأيى و بر ضد تنافر ، چون انسان مدنى است طبعا و بايد افراد آنان به يارى يكديگر حوائج خويش را برآورند و و با نفرت ممكن نيست پس جامع مشتركى ميان آنها بايد كه آنها را بهم پيوند دهد و يك اجتماع بسازد و براى همه يك آرزو و يك مقصد ايجاد نمايد ( در زمان ما هموطن و هم زبان بودن و امثال آن را جامع مشترك قرار دادند ) و علامه فرمود آن جامع مشترك سنت واحد و شريعت است كه همه كس آن را ملاك وحدت و موجب سعادت داند و اجتماع بدان پيوند مىپذيرد ، با داشتن چنين شرع و سنت همه خود را يگانه ميدانند ( بتجربه صحت كلام علامه بر ما معلوم ميگردد زيرا كه در قوافل مسافران و كاروانان و در بلاد غربت چند تن شيعه كه زبان‌هاى مختلف دارند ترك و هندى و عرب و فارس با هم مأنوس ميشوند هر چند وطنشان مختلف است اما دو فارسى زبان يا دو عربى زبان كه يكى مذهب تشيّع دارد و ديگرى از اهل سنت است از اهل يك وطن و زبان از هم جدا ميشوند ، پس جامع مشترك كه اجتماع را يگانه ميسازد نه زبان و وطن است بلكه سنت واحد است همچنين مسلمانان با يكديگر تعصب ميورزند هر چند از بلاد مختلف باشند و غير مسلمانى كه از وطن خود آنهاست براى آنها اجنبى است . آنگاه فرمود سنت را بايد كسى بنهد و مقرر دارد و بايد از هم نوعان خود ممتاز باشد چون هيچ يك از ديگرى اولويت ندارد و نميتوان گفت خود مردم يك تن برگزينند چون در تعيين آن كس كه بايد قانون قرار دهد اختلاف خواهد افتاد پس بايد آن را خداى تعالى امتياز دهد و بمعجزات مؤيد كند تا همه بدانند برگزيده حق است و پاره از اين مطالب پيش از اين گذشت . 7 - آنكه افراد بشر در ادراك كمالات و تحصيل معارف و كسب فضائل مختلفند بعضى چنان نفس قوى دارند كه از يارى ديگران بىنيازند در ادراك كمال و در استعداد آنكه بموجودات عاليه اتصال يابند بسيار شديدند و بعضى از همه جهت عاجز و ناتوان و نتوانند ادراك كمالى كنند و ميانه اين دو طرف متوسط بسيار است و مراتب كمال در آنان متفاوت بعضى بيك طرف نزديكترند و بعضى به طرف ديگر و فائده پيغمبران است كه ناقص
كشف المراد شرح تجريد الإعتقاد ( فارسى ) — صفحة 483 | العلامة الحلي / علامه حلى / ابو الحسن شعرانى