تخطي إلى المحتوى الرئيسي

كشف المراد شرح تجريد الإعتقاد ( فارسى ) — صفحة 439

مساهمون:

ص٤٣٩
چون در روايات هم آمده است كه عقل اول خلق من الروحانيين و در كتب مقدسه يهود از امثال سليمان عليه السّلام نقل است ( فصل 8 از آيه 23 / 31 ) كه عقل گفت خداى تعالى مرا ازل و از قديم خلق كرد پيش از آنكه دريا و چشمه‌ها و كوهها و زمين آفريده شود وقتى آسمان‌ها را آفريده شدند من بودم . آه . باختصار نقل شد . و نزد حكماى اسلام خداى تعالى عقل را پيش از همه آفريد و عالم مجردات را را پيش از اجسام خواه بده عقل قائل شويم يا بيشتر يا كمتر و مشائيان كه ده عقل گفتند بانحصار آن ملتزم نيستند . و عقول بمنزله ملائكه است در اصطلاح شرع . فيلسوفان مادى كه ملاحده‌اند عقل را فرع جسم و يكى از آثار و خواص تركيب عناصر ميدانند گويند عقل از خواص و آثار دماغ است چنان كه حرارت از آثار سوختن و الكتريك از مالش است به نظر آنها عقل پس از همه چيز بوجود آمد چون تابع است و الهيين گويند عقل خود چيز مستقلى است كه پيش از جسم بوجود آمد و جسم تابع او است نه او تابع جسم . الهيان گويند ماده تابع صورت است مثلا ماده آهن وابسته به صورت آهن و صورت آهن تابع و وابسته عقلى است كه مدبر او است و عقل تابع و وابسته بپروردگار عالم است و ملاحده به عكس گويند اصل ماده است و عقل از ظواهر و باصطلاح امروز پديده دماغ است و دماغ كه صورت و مزاج علىحده و تركيب خاصى دارد تابع ماده است كه غذاى او است و اصل همه چيز ماده است . شايد بعض ارباب جدل پندارند كه هم عقل و عالم روحانى موجود است و هم جسم و عالم جسمانى اما هيچ‌يك تابع ديگرى نيست بلكه هر يك عالم مستقلى است براى خود و مخلوق علىحده ولى حق آن است كه بايد حتما يكى تابع ديگرى باشد ! عرفا گويند هر چه در اين عالم است صورت و نقشى است از مانند خود در عالم بالاتر و از آن عالم هم در عالم بالاتر تا منتهى شود باعيان ثابته يعنى صورت علميه پروردگار كه هر يك مظهر اسمى از اسماء حسنى اويند و هر چه در اينجا است نقشش در آنجاست و همه تابع اسماء و صفات حقند جلّ جلاله . از آنچه گفتيم معلوم شد كه اصحاب اديان آسمانى باتفاق نقل كردند از بزرگان