تخطي إلى المحتوى الرئيسي

كشف المراد شرح تجريد الإعتقاد ( فارسى ) — صفحة 437

مساهمون:

ص٤٣٧
عملى حاصل شده و از آن عمل عمل ديگر بواسطه او مانند آنكه سنگ انداخت و حيوانى كشته شد يا سنگى را غلطانيد و از بالاى بام به زمين افتاد آن فعل دويم را متولد گويند و فعل مباشر سبب است و متولد مسبب ، گاهى متولد در همان محل فعل مباشر است و گاه در غير آن ، محل ، مثلا ستون را از زير سقف كشيدى و سقف فرو ريخت و جماعتى كشته شدند بيرون كشيدن ستون فعل مباشر است و فرو ريختن سقف و كشتن جماعت فعل مباشر تو نيست و محل فعل مباشر تو همان ستون است و از اين ترهات و سخنان بيهوده سودى نيست ، نوع ديگرى هست كه عمل در هيچ محل واقع نشود مانند ايجاد ابر و باران و آن را مخترع گويند . بارى افعال سه قسم است مباشر و متولد و مخترع ، مباشر آن است كه بلاواسطه از قدرت برخاسته . متولد آنكه بواسطه فعل مباشر در همان محل يا در محل ديگر حاصل شده و مخترع آنكه در محل و براى محل ايجاد نشود ، و دانستن اين سه اصطلاح في الجمله بىفائده نيست . آنگاه اختلاف كردند كه فاعل اين سه نوع فعل كيست : در فعل مباشر همان اختلاف ميان جبر و اختيار است و متولد را گروهى كه قول اختيار پذيرفتند گفتند آن هم از دست مباشر صادر شده و خواجه عليه الرحمه اين قول را تأييد كرد چون مدح و ذم راجع بفاعل مباشر است و منسوب به دو است بواسطه و جماعتى آن را منسوب به خدا دانستند و اقوال آنها تفصيلى دارد ، و فعل مخترع را مطلقا گفتند كار خداست . اگر چه تفصيل اقوال معتزله سودى معتد به ندارد ، اما چون در كتب نقل كردند مختصرى شارح علامه آورده ما به همان اكتفا ميكنيم از جمله معمر « 1 » گفت انسان خود نزد جزء لا يتجزى است در قلب كار او منحصر بايجاد اراده است و ما بقى بطبيعت محل اجرا مىشود چون قلب اراده كرد طبيعت قلب و اعضا خودبخود بجنب و جوش مىآيند و كار را بپايان ميرسانند و بعضى گفتند انسان غير فكر و انديشه هيچ نميكند و همه حركات
هامش
( 1 ) معمر بن عباد سلمى همان كس است كه ميگفت دلالت الفاظ بر معانى بذات است نه به وضع و كارهاى جارى عالم از طبيعت اشياء است و خداى تعالى فقط خلقت كرده است .