و ما پيش از آنكه برهان عقلى آنها را شرح دهيم تيمنا دليلى كه حضرت رضا عليه السّلام آورده است بر نديدن حق از كافى نقل و شرح استاد الحكماء صدر المتالهين شيرازى قدس سرّه را نيز نقل ميكنيم باختصار كه خواننده را ملال نگيرد آنگاه اباطيلى كه از اشاعره در كتاب آمده است ذكر ميكنيم .
بايد دانست كه منطقيان علم را دو قسم كردند بديهى و نظرى يا ضرورى و كسبى و عمده اقسام بديهى محسوسات است يا راجع بحس مثل روشنى خورشيد و گرمى آتش و روانى آب و حركت ارادى حيوان و تجربه و تواتر و امثال آن كه راجع بحس است ، و حس چيزى را ادراك مىكند كه بر او فشار آورد چون حس خود جسم است و تنبيه او بفشار است از جسمى ديگر كه در حيزى قرار گرفته است و عمده انواع اكتساب يا همه آنها راجع بعقل است چون از روى قياس و تركيب مقدمات كلى نتيجه عقلى گرفته مىشود غير محسوس و آنچه انسان به نظر و كسب فرا ميگيرد و غير محسوس است در جائى و حيزى قرار ندارد . از اين جهت بايد گفت محسوس ضد معقول است و بديهى ضد نظرى است و ضرورى ضد كسبى است .
حضرت امام رضا عليه السّلام فرمود اگر كسى در آخرت خدا را ببيند بحس مىبيند و خدا محسوس او مىشود مانند جسم متحيز و به اين اعتبار علم او به خدا ضرورى است اما در دنيا بدليل و اكتساب و نظر خداى را شناخته و او را غير محسوس و مجرد دانسته است . اگر ايمان صحيح آن است كه در آخرت دارد و خدا جسم است پس اعتقاد او در دنيا كه او را بعقل و نظر بايد شناخت باطل است و شناخت او هم موافق واقع نيست پس در دنيا مؤمن نبود .
اين خلاصه روايتى است كه از حضرت رضا عليه السّلام نقل كردند با تلخيص كه از شرح صدر المتالهين قدس سرّه در خاطر بود و مرحوم مجلسى عليه الرحمه در مرآة العقول در شرح حديث وجوهى آورده از جمله كلام صدر را گويد الثالث ما حققه بعض الا فاضل ( و مقصود او آخوند ملا صدراست ) آنگاه عبارت شرح اصول كافى را نقل
كشف المراد شرح تجريد الإعتقاد ( فارسى ) — صفحة 416
مساهمون: العلامة الحلي
ص٤١٦