تخطي إلى المحتوى الرئيسي

كشف المراد شرح تجريد الإعتقاد ( فارسى ) — صفحة 401

مساهمون:

ص٤٠١
قدما لازم آيد و اگر حادث باشد در ذات او ذات او محل حوادث واقع مىشود و اگر حادث باشد در غير ذات او غير معقول است كه صفت چيزى در خارج او باشد و به هرحال وقتى حادث باشد مخلوق است و باراده آفريده شده است پس براى اراده ، اراده ديگر بايد ثابت كرد و تسلسل لازم آيد پس چاره جز اين نيست كه گوئيم همان خصوصيت فعل كه متضمن مصلحتى بوده و خدا بدان علم داشته و داعى بخلقت او شده است همان اراده است و سخن ملا صدرا را در عنوان پيشين از ملا صالح نقل كرديم . و النقل دلّ على اتّصافه بالإدراك و العقل على استحالة الآلات . مسأله پنجم در اينكه خداى تعالى سميع و بصير است . مراد از ادراك ادراك جزئيات است چنان كه ما بحواس در مىيابيم و آن شامل ديدن و شنيدن مىشود و خداى تعالى سميع و بصير است و با اينكه طعم و بوى و ملموسات را نيز ميداند در قرآن و سنت او را بطاعم و شام و لامس وصف نكردند و عقل دلالت بر آن دارد كه خداى تعالى جسم نيست و آلت براى ادراك حسى ندارد از اين جهت حكماى ما گفتند علم بجزئيات دارد بر وجه كلى و متكلمين گفتند سمع و بصر او و علم بمسموعات و مبصرات است . و اشاعره صفتى زائد ثابت كردند چنان كه روش آنها است . و عموميّة قدرته تدلّ على ثبوت الكلام و النّفسانيّ غير معقول . مسأله ششم در اينكه حق تعالى متكلم است . مسلمانان خداى تعالى را بكلام وصف كردند و او را متكلم گفتند و اين صفت در قرآن و سنت وارد است و كلام مركب از حروف و اصوات است چنان كه در شرح كيف مسموع در صفحه 310 گذشت و خداى تعالى گرچه آلت تنفس و حلقوم و لب و دندان و