و لا اتّصال لذوات الزّوايا و الانعطاف لوجود زمان بين آني الميلين .
حركتى در مسافت كه صاحب زاويه باشد يا پس از رسيدن بمنتهى برگردد البته در محل تغيير جهت زاويه و بازگشت سكونى فاصله است چون حركت تابع و معلول ميل است و چون جسمى حركت كند تا منتهاى مسافت و آخرين نقطه آن ، ميل با او هست و همان وقت ميل معدوم مىشود كه حركت بمنتهى رسد باز چون جسم متحرك بازخواهدگرديد بايد ميل ديگر مخالف جهت ميل اول در او ايجاد شود و اين دو ميل مخالف با هم در يك آن جمع نخواهند شد بلكه ميل اول در آن آخر حركت اول موجود است و ميل دوم در آن اول حركت دوم و اين دو آن غير يكديگرند و چون جزء لا يتجزى باطل است دو آن مجاور هم واقع نميشوند چنان كه دو جزء لا يتجزى جسمانى پهلوى هم واقع نميشوند و البته زمان متصل و ممتد ميان دو حركت به سكون ميگذرد كه اول زمان سكون بمنزله نقطهايست كه در آن ميل برفتن موجود بود و آخر زمان سكون بمنزلت نقطه كه ميل بازگشتن در آن موجود است ، و بدين تقرير واضح كه گفتيم همه شبهات اهل تشكيك رفع مىشود و اصل تقرير از ابو على بن سينا است اما ديگران سخن از دو ميل مخالف در برهان نياوردند ابو على بر آنها ردّ كرده است و با اين حال در تقرير خود او هم شبههايست كه چون دانه ريگى به هوا پرتاب كنى و سنگ آسيا از بالا بيفتند و در راه خود آن ريگ را به زمين بازگرداند ميان بالا رفتن ريگ و بازگشتن آن زمان سكون نيست چون اگر ريگ بايستد آسيا هم مىايستد و آن معقول نيست و بعبارت كلى و اعم گوئيم گاهى وجود ضد سبب عدم ضد ديگر مىشود بىفاصله زمان مانند عارض شدن سفيدى كه سبب معدوم شدن سياهى است و وجود نور سبب نفى تاريكى است پس ميل شديد آسيا به طرف پائين كه پيش از رسيدن بريگ موجود بود هرگاه با آن برخورد ميل ريگ را به طرف بالا معدوم گرداند و حاجت به آن نيست كه ميل ريگ را سوى بالا پيش از برخورد با آسيا معدوم بدانيم تا ميل آن به تبع آسيا سوى پائين موجود شود
كشف المراد شرح تجريد الإعتقاد ( فارسى ) — صفحة 376
مساهمون: العلامة الحلي
ص٣٧٦