چهارپا اما ميتوان نامى را بنوع حيوان و غير حيوان تقسيم كرد و حيوان را بناطق و غير ناطق مترتب برهم .
و سبب البطؤ الممانعة الخارجيّة و الدّاخليّة لا تخلّل السّكنات و إلا لما أحسّ بما اتّصف بالمقابل .
متكلمين پنداشتند حركت كند بسبب آن است كه جسم در حال حركت گاه گاهى مىايستد و هر چه بيشتر درنگ كند بطىتر مينمايد اما چون حركت و سكون سخت بهم آميخته است احساس آن نتوان كرد و حكما گويند علت كندى حركت مقاومت است يا داخلى يا خارجى چنان كه در حركت قسر مانند انداختن سنگ به بالا طبيعت مقاومت مىكند و هر چه مقاومت شديد باشد كندتر مىشود و اين ممانعت داخلى است يا جسمى در فضاى پر از آب يا هوا حركت مىكند ممانعت آب و هوا سبب كندى حركت مىشود و اين ممانعت خارجى است و شرح اين مطالب ( در صفحه 297 و 193 - 195 و 174 - 175 ) گذشت .
در شرح « لما احس بما اتصف بالمقابل » فرمود اگر تخلل سكون سبب بطوء بود لازم مىآمد كه حركات متصفه بسرعت را كه مقابل بطوء است احساس نكنيم براى آنكه در مسأله جزء لا يتجزى گذشت و مقصود آن است كه حركات متصف بسرعت را كه نزد غالب مردم سريع است حس نكنيم تا چه رسد بحركات بطىء .
مثلا بايد حركت اسب تيزتك را كه يك روزه پنجاه فرسخ ميرود حس نكنيم تا چه رسد به حركت مورچه و لاكپشت ، زيرا كه هرگاه حركت اسب را در يك روز با حركت خورشيد در آسمان قياس كنيم در وقتى كه اسب پنجاه فرسخ رفته است خورشيد هزارها مليون فرسخ رفته و به همين نسبت حركت اسب تندرو آميخته به سكون است يعنى به قدر يك جزء حركت مىكند و مليونها جزء ساكن است و اسبى كه سكونش در بين حركت هزاران مليون برابر حركت است بايد حركتش هيچ محسوس نباشد .
كشف المراد شرح تجريد الإعتقاد ( فارسى ) — صفحة 375
مساهمون: العلامة الحلي
ص٣٧٥